get the lay of the land

پیشنهاد کاربران

شناختن شرایط، موقعیت یابی، آشنا شدن با محیط یا اوضاع
مثال ها:
۱. Before we start the project, we need to get the lay of the land.
قبل از شروع پروژه، باید با شرایط و اوضاع آشنا شویم.

...
[مشاهده متن کامل]

۲. He spent the first week getting the lay of the land in his new job.
او در هفته اول شغل جدیدش صرف آشنا شدن با محیط کار شد.
۳. Let's walk around to get the lay of the land before we choose a campsite.
بیایید قبل از انتخاب محل کمپ، کمی دور و بر بگردیم تا با محیط آشنا شویم

چم و خم کار به دست آمدن
مثلا:
I asked a few questions to get the lay of the land
چندتا سوال پرسیدم تا چم و خم کار دستم بیاد
سر از قضیه/کار دربیارم
بفهمم چه خبره