get the goods on


(آمریکا - عامیانه) درباره ی سوابق سو کسی اطلاعات داشتن یا کشف کردن

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• مدرک ( دستگیری ) کسی را پیدا کردن
• علیه کسی سند یا مدرک به دست آوردن
• اطلاعات محرمانه یا مخرب درباره ی کسی پیدا کردن
• گیر کسی را آوردن ( با مدرک )
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• “The journalist spent months trying to get the goods on the corrupt politician. ”
روزنامه نگار ماه ها تلاش کرد تا مدارک علیه سیاستمدار فاسد را به دست آورد.
• “The police finally got the goods on the gang leader. ”
پلیس بالاخره مدارک کافی برای دستگیری رهبر باند را به دست آورد.
• “If we can get the goods on him, he'll have to resign. ”
اگر بتوانیم مدرک علیه او به دست آوریم، مجبور به استعفا خواهد شد.

To have/get evidence showing that someone has done something wrong.
از کسی مدرک جرم داشتن
Also, have the goods on
مطلع شدن از حقیقت پنهان بد درباره کسی بویژه جهت استفاده علیه آنها
آتو گرفتن ؟؟
دست کسی را خواندن؟؟
دست کسی را رو کردن؟؟
. They have the goods on me
آنها علیه من آتو دارند.
یا . . دستم را خوانده اند.
ویا. . دستم برایشان رو شده.