get staked

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• پول یا سرمایه دریافت کردن ( از کسی )
• کمک مالی شدن ( برای شروع کاری )
• در زبان محاوره ای: پول تو جیبی گرفتن، کسی پشتت رو بگیره، سرمایه خوردن
🔸 مثال ها:
• I can't afford the entry fee for the competition. I need to get staked by someone.
...
[مشاهده متن کامل]

هزینه ی ثبت نام مسابقه را ندارم. نیاز دارم یک نفر پشتم را بگیرد ( با سرمایه کمکم کند ) .
• He got staked to a hundred bucks by his dad to start his lemonade stand.
پدرش به او صد دلار داد تا غرفه ی لیمونادش را راه بیندازد.
• If you win the poker game, remember who staked you!
اگر بازی پوکر را بردی، یادت باشد کی به تو پول داد!
• She got staked by a local businessman to open her first shop.
یک تاجر محلی به او سرمایه داد تا اولین مغازه اش را باز کند.