🔸 معادل فارسی:
• با شوق و ذوق راه رفتن
• گام های پرانرژی و شاداب داشتن
• از خوشحالی در پوست خود نگنجیدن ( در حین راه رفتن )
🔸 مثال ها:
( موفقیت ) Winning the competition really put a spring in her step.
... [مشاهده متن کامل]
برنده شدن در مسابقه واقعاً بهش انرژی و شوق عجیبی داده بود.
( رابطه عاطفی ) He's been walking around with a spring in his step ever since he met Sarah.
از وقتی سارا رو دیده، یه جورایی با شوق و ذوق عجیبی راه می ره .
( انرژی فیزیکی ) I'll have a coffee to put a spring in my step before the meeting.
قبل از جلسه یه قهوه می خورم تا کمی سرحال بشم .
( توصیف کلی ) You can tell she's happy – there's a spring in her step.
معلومه که خوشحاله – از راه رفتنش پیدا است .
• با شوق و ذوق راه رفتن
• گام های پرانرژی و شاداب داشتن
• از خوشحالی در پوست خود نگنجیدن ( در حین راه رفتن )
🔸 مثال ها:
( موفقیت ) Winning the competition really put a spring in her step.
... [مشاهده متن کامل]
برنده شدن در مسابقه واقعاً بهش انرژی و شوق عجیبی داده بود.
( رابطه عاطفی ) He's been walking around with a spring in his step ever since he met Sarah.
از وقتی سارا رو دیده، یه جورایی با شوق و ذوق عجیبی راه می ره .
( انرژی فیزیکی ) I'll have a coffee to put a spring in my step before the meeting.
قبل از جلسه یه قهوه می خورم تا کمی سرحال بشم .
( توصیف کلی ) You can tell she's happy – there's a spring in her step.
معلومه که خوشحاله – از راه رفتنش پیدا است .