🔸 معادل فارسی:
• مرتب شدن / سروسامان گرفتن
• حل شدن ( مشکل یا کار )
• آماده و منظم شدن
• ( در مورد شخص ) به سامان شدن، زندگی را منظم کردن
🔸 مثال ها:
• Don't worry, everything will get sorted by tomorrow.
... [مشاهده متن کامل]
نگران نباش، تا فردا همه چیز مرتب می شود ( حل می شود ) .
• I need to get my paperwork sorted before the deadline.
باید قبل از مهلت مقرر، کارهای اداری ام را سروسامان بدهم.
• He finally got his life sorted after years of struggle.
بالاخره بعد از سالها تلاش، زندگی اش را سامان کرد.
• Let's get this mess sorted out before mum comes home.
بیا قبل از اینکه مامان بیاد، این کثافت کاری رو جمع وجور کنیم.
• مرتب شدن / سروسامان گرفتن
• حل شدن ( مشکل یا کار )
• آماده و منظم شدن
• ( در مورد شخص ) به سامان شدن، زندگی را منظم کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
نگران نباش، تا فردا همه چیز مرتب می شود ( حل می شود ) .
باید قبل از مهلت مقرر، کارهای اداری ام را سروسامان بدهم.
بالاخره بعد از سالها تلاش، زندگی اش را سامان کرد.
بیا قبل از اینکه مامان بیاد، این کثافت کاری رو جمع وجور کنیم.
حل کردن مشکل، تمام کردن کاری