🔸 معادل فارسی:
• به یک پایان بندیِ ضروری و آرامش بخش رسیدن
• ( در کاربرد روانشناسی ) به یک حسِ رهایی و پایانِ قطعی برای یک مسئله ی عاطفی دست یافتن
• ( در کاربرد روزمره ) پرونده ی یک موضوعِ ناتمام را برای همیشه بستن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
After years of not knowing what happened to her brother, she finally got some much - needed closure.
پس از سال ها ندانستن اینکه چه بر سر برادرش آمده، او سرانجام به یک پایان بندیِ ضروری و آرامش بخش رسید.
The apology gave him the much - needed closure he had been waiting for.
این عذرخواهی، همان پایان بندیِ ضروری را به او داد که منتظرش بود.
She wrote a letter to her ex - boyfriend to get some much - needed closure.
او برای دست یافتن به یک حسِ رهایی و پایان، نامه ای به دوست پسر سابقش نوشت.
• به یک پایان بندیِ ضروری و آرامش بخش رسیدن
• ( در کاربرد روانشناسی ) به یک حسِ رهایی و پایانِ قطعی برای یک مسئله ی عاطفی دست یافتن
• ( در کاربرد روزمره ) پرونده ی یک موضوعِ ناتمام را برای همیشه بستن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
پس از سال ها ندانستن اینکه چه بر سر برادرش آمده، او سرانجام به یک پایان بندیِ ضروری و آرامش بخش رسید.
این عذرخواهی، همان پایان بندیِ ضروری را به او داد که منتظرش بود.
او برای دست یافتن به یک حسِ رهایی و پایان، نامه ای به دوست پسر سابقش نوشت.