🔸 معادل فارسی:
به سرعت خریداری شدن | زود تمام شدن | سریع از دست رفتن | به سرعت گرفته شدن | مثل برق و باد فروش رفتن | زود قاپیده شدن | به سرعت جذب شدن
🔸 مثال ها:
• The new iPhone was snapped up within hours of release.
... [مشاهده متن کامل]
آیفون جدید در عرض چند ساعت پس از عرضه فروش رفت.
• Talented graduates are often snapped up before they even finish university.
فارغ التحصیلان بااستعداد اغلب پیش از آنکه دانشگاه را تمام کنند، جذب می شوند.
• The apartments were snapped up by investors looking for a bargain.
آپارتمان ها توسط سرمایه گذارانی که دنبال معامله ی خوب بودند، به سرعت خریداری شدند.
به سرعت خریداری شدن | زود تمام شدن | سریع از دست رفتن | به سرعت گرفته شدن | مثل برق و باد فروش رفتن | زود قاپیده شدن | به سرعت جذب شدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
آیفون جدید در عرض چند ساعت پس از عرضه فروش رفت.
فارغ التحصیلان بااستعداد اغلب پیش از آنکه دانشگاه را تمام کنند، جذب می شوند.
آپارتمان ها توسط سرمایه گذارانی که دنبال معامله ی خوب بودند، به سرعت خریداری شدند.