🔸 معادل فارسی:
• جا افتادن / مستقر شدن
• خود را تطبیق دادن ( با محیط یا شرایط جدید )
• سر و سامان گرفتن / مرتب شدن
🔸 مثال ها:
• "Give me a few minutes to get situated, and then we can start the meeting. "
... [مشاهده متن کامل]
چند دقیقه به من فرصت بده تا جا بیفتم، بعد می توانیم جلسه را شروع کنیم.
• "She just started her new job, so she's still getting situated. "
او تازه کار جدیدش را شروع کرده، پس هنوز در حال جا افتادن است.
• "Once we get situated in the new office, we'll invite everyone over. "
وقتی در دفتر جدید مستقر شدیم، همه را دعوت می کنیم.
🔸 نکته:
این عبارت یعنی خود را با یک محیط، موقعیت یا شرایط جدید وفق دادن و معمولاً شامل آشنایی با فضا، ابزارها، قوانین، همکاران یا روال های جدید می شود. این فعل معمولاً برای مراحل اولیه ورود به یک مکان یا موقعیت جدید به کار می رود و کمی زمان بر است. معادل های فارسی آن شامل �جا افتادن�، �خود را هماهنگ کردن�، �سر و سامان گرفتن�، �جای خود را پیدا کردن� و �تطبیق پیدا کردن� است. تفاوت آن با "settle in" در این است که "settle in" معمولاً برای اقامت طولانی مدت تر ( مثل خانه یا شهر جدید ) استفاده می شود، در حالی که "get situated" می تواند حتی برای موقعیت های کوتاه مدت مثل یک جلسه یا مهمانی هم به کار رود.
• جا افتادن / مستقر شدن
• خود را تطبیق دادن ( با محیط یا شرایط جدید )
• سر و سامان گرفتن / مرتب شدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
چند دقیقه به من فرصت بده تا جا بیفتم، بعد می توانیم جلسه را شروع کنیم.
او تازه کار جدیدش را شروع کرده، پس هنوز در حال جا افتادن است.
وقتی در دفتر جدید مستقر شدیم، همه را دعوت می کنیم.
🔸 نکته:
این عبارت یعنی خود را با یک محیط، موقعیت یا شرایط جدید وفق دادن و معمولاً شامل آشنایی با فضا، ابزارها، قوانین، همکاران یا روال های جدید می شود. این فعل معمولاً برای مراحل اولیه ورود به یک مکان یا موقعیت جدید به کار می رود و کمی زمان بر است. معادل های فارسی آن شامل �جا افتادن�، �خود را هماهنگ کردن�، �سر و سامان گرفتن�، �جای خود را پیدا کردن� و �تطبیق پیدا کردن� است. تفاوت آن با "settle in" در این است که "settle in" معمولاً برای اقامت طولانی مدت تر ( مثل خانه یا شهر جدید ) استفاده می شود، در حالی که "get situated" می تواند حتی برای موقعیت های کوتاه مدت مثل یک جلسه یا مهمانی هم به کار رود.
مستقر شدن، قرار گرفتن، جاگیر شدن