get right on sth

پیشنهاد کاربران

• هم معنی های آن عبارتند از:
• "Jump on it" ( فوراً شروع کردن )
• "Get to it" ( شروع کردن )
• "Attend to it" ( رسیدگی کردن )
• این عبارت را نباید با "Get on with" که به معنای "ادامه دادن کار" است، اشتباه گرفت.
🔸 معادل فارسی:
• فوراً کاری را شروع کردن
• بلافاصله به کاری پرداختن
• با جدیت و بدون معطلی کاری را آغاز کردن
🔸 مثال ها:
• "The customer emailed a complaint, so I got right on it. "
مشتری یک شکایت ایمیل کرد، بنابراین من فوراً روی آن کار کردم.
...
[مشاهده متن کامل]

• "When the boss asked for the report, I got right on it. "
وقتی رئیس درخواست گزارش کرد، من بلافاصله شروع به کار روی آن کردم.
• "We need to fix this bug immediately. Get right on it!"
ما باید این اشکال را فوراً برطرف کنیم. فوراً روی آن کار کن!

وقتی از کسی میخواهند کاری را انجام بده این عبارت به کار میره، میتونه هم طعنه آمیز باشه هم نباشه. معنای طعنه آمیز آن موقعی استفاده میشه که ضرر کنه شخص.
sarcastically: "برو دو تا نون بگیر بیا تا بخوریم" و اون شخص بگه: باشه چشم الان انجامش میدم.
...
[مشاهده متن کامل]

No sarcasm: با جک تماس بگیر و از او بخواه که در مورد این پیشنهاد تجدید نظر کنددوباره به این پیشنهاد فکر کنه. چشم الان انجامش میدم.
go on, get two loaves of bread to eat together
I'll get right on it
call Jack and ask him to rethink this proposal
I'll get right on it

سریع به کاری اقدام کردن
سریع به کاری اقدام کردن /
الان انجامش می دم
I'll get right on this