🔸 معادل فارسی:
• ( رفتاری ) بی پرده و رک صحبت کردن، بدون ملاحظه حرف زدن
• ( خشونت/هیجان ) وحشی بازی درآوردن، بی باکانه رفتار کردن
• ( تحسین ) عالی بودن، شاهکار بودن ( در اجرای موسیقی یا ورزش )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( رفتار صادقانه ) Just get raw with me and tell me the truth. Don't sugarcoat it.
( همینطوری رک و پوست کنده با من حرف بزن و حقیقت رو بگو. قاطی نکن. )
( خشونت/هیجان ) Things got raw at the concert when the mosh pit started.
( وقتی گودِ موش پیت ( منطقه ای که تماشاگران به طور خشن و پرانرژی می رقصند و به هم می خورند ) شروع شد، اوضاع در کنسرت حسابی داغ و شلوغ شد. )
( تحسین/کیفیت ) Have you seen his basketball skills? They are absolutely raw.
( مهارت های بسکتبالش رو دیدی؟ واقعاً باورنکردنی و عالی اند. )
• ( رفتاری ) بی پرده و رک صحبت کردن، بدون ملاحظه حرف زدن
• ( خشونت/هیجان ) وحشی بازی درآوردن، بی باکانه رفتار کردن
• ( تحسین ) عالی بودن، شاهکار بودن ( در اجرای موسیقی یا ورزش )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( رفتار صادقانه ) Just get raw with me and tell me the truth. Don't sugarcoat it.
( همینطوری رک و پوست کنده با من حرف بزن و حقیقت رو بگو. قاطی نکن. )
( خشونت/هیجان ) Things got raw at the concert when the mosh pit started.
( وقتی گودِ موش پیت ( منطقه ای که تماشاگران به طور خشن و پرانرژی می رقصند و به هم می خورند ) شروع شد، اوضاع در کنسرت حسابی داغ و شلوغ شد. )
( تحسین/کیفیت ) Have you seen his basketball skills? They are absolutely raw.
( مهارت های بسکتبالش رو دیدی؟ واقعاً باورنکردنی و عالی اند. )