get picked up

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل های فارسی ( بسته به زمینه )
• سوار شدن ( با وسیله نقلیه )
• دستگیر شدن ( توسط پلیس )
• جمع آوری شدن / برداشته شدن
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( حمل ونقل – اصلی ) :** وقتی کسی توسط ماشین یا وسیله نقلیه برداشته و سوار می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

- *مثال:* I’ll get picked up at 8.
ساعت ۸ دنبالم می آیند.
2. ** ( پلیسی/رسانه ای – کاربردی ) :** دستگیر شدن توسط پلیس یا نیروهای امنیتی.
- *مثال:* He got picked up by the police last night.
دیشب پلیس او را دستگیر کرد.
3. ** ( عمومی – استعاری ) :** برداشته شدن یا جمع آوری شدن توسط کسی یا چیزی.
- *مثال:* The trash gets picked up every morning.
زباله ها هر صبح جمع آوری می شوند.
4. ** ( رابطه ای – محاوره ای ) :** گاهی به معنای مورد توجه قرار گرفتن یا پیشنهاد رابطه گرفتن هم استفاده می شود.
- *مثال:* She got picked up at the bar.
در بار کسی سراغش آمد.
- - -
## 🔸 مترادف ها
be collected – be arrested – be taken – be gathered – be noticed
- - -
## 🔸 مثال ها
• I’ll get picked up after school.
بعد از مدرسه دنبالم می آیند.
• He got picked up for drunk driving.
او به خاطر رانندگی در حالت مستی دستگیر شد.
• The packages get picked up at noon.
بسته ها ظهر جمع آوری می شوند.
• She got picked up by a stranger.
یک غریبه سراغش آمد.