کسی را به شدت کتک زدن یا مچ کسی را گرفتن ( معمولاً در یک دعوا ) که طی آن صورت فرد آسیب می بیند.
مثال؛
۱. If he keeps insulting people like that, someone is going to get his face pushed in sooner or later.
... [مشاهده متن کامل]
اگر او به همین شکل به مردم توهین کند، زود یا دیر کسی او را به شدت تنبیه خواهد کرد.
۲. The bully threatened to get my face pushed in if I didn't give him my lunch money.
اون قلدر تهدید کرد که اگر پول ناهارم را به او ندهم، مرا به شدت کتک خواهد زد.
۳. He learned his lesson after getting his face pushed in for starting a fight he couldn't finish.
او بعد از آنکه در یک دعوا که از پسش برنمی آمد، حسابی کتک خورد، نکته را آموخت.
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
اگر او به همین شکل به مردم توهین کند، زود یا دیر کسی او را به شدت تنبیه خواهد کرد.
اون قلدر تهدید کرد که اگر پول ناهارم را به او ندهم، مرا به شدت کتک خواهد زد.
او بعد از آنکه در یک دعوا که از پسش برنمی آمد، حسابی کتک خورد، نکته را آموخت.