🔸 معادل فارسی:
• روزِ محاکمه رسیدن / فرصتِ دفاع قانونی پیدا کردن
• ( در معنایِ مجازی ) فرصتِ شنیده شدن / حقِّ اظهارنظر پیدا کردن
• ( در مفهومِ عام ) شانسِ اثباتِ خود یا دفاع از موضع تان را پیدا کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 معنی دقیق:
این عبارت به فرصتِ قانونیِ یک فرد برایِ دفاع از خود در دادگاه، ارائه یِ شواهد، و اثباتِ بی گناهیِ خود اشاره دارد. در معنایِ مجازی، به هر فرصتی گفته می شود که فرد بتواند موضع، ادعا، یا روایتِ خود را در یک مجامعِ رسمی یا عمومی مطرح کند و شنیده شود.
🔸 مثال ها:
• ( حقوقی ) "After years of legal battles, the former intelligence officer finally got his day in court. "
( پس از سال ها نبردِ حقوقی، افسرِ سابقِ اطلاعاتی بالاخره روزِ محاکمه اش فرا رسید و توانست از خود دفاع کند. )
• ( سیاسی ) "The opposition party is demanding its day in court to challenge the new sanctions law. "
( حزبِ اپوزیسیون خواستارِ فرصتِ قانونی برایِ به چالش کشیدنِ قانونِ جدیدِ تحریم ها است. )
• ( اجتماعی ) "The whistleblower finally got his day in court when the Senate committee agreed to hear his testimony. "
( افشاگرِ اطلاعاتی بالاخره فرصتِ دفاع از خود را زمانی پیدا کرد که کمیته یِ سنا موافقت کرد به شهادتِ او گوش دهد. )
• روزِ محاکمه رسیدن / فرصتِ دفاع قانونی پیدا کردن
• ( در معنایِ مجازی ) فرصتِ شنیده شدن / حقِّ اظهارنظر پیدا کردن
• ( در مفهومِ عام ) شانسِ اثباتِ خود یا دفاع از موضع تان را پیدا کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 معنی دقیق:
این عبارت به فرصتِ قانونیِ یک فرد برایِ دفاع از خود در دادگاه، ارائه یِ شواهد، و اثباتِ بی گناهیِ خود اشاره دارد. در معنایِ مجازی، به هر فرصتی گفته می شود که فرد بتواند موضع، ادعا، یا روایتِ خود را در یک مجامعِ رسمی یا عمومی مطرح کند و شنیده شود.
🔸 مثال ها:
• ( حقوقی ) "After years of legal battles, the former intelligence officer finally got his day in court. "
( پس از سال ها نبردِ حقوقی، افسرِ سابقِ اطلاعاتی بالاخره روزِ محاکمه اش فرا رسید و توانست از خود دفاع کند. )
• ( سیاسی ) "The opposition party is demanding its day in court to challenge the new sanctions law. "
( حزبِ اپوزیسیون خواستارِ فرصتِ قانونی برایِ به چالش کشیدنِ قانونِ جدیدِ تحریم ها است. )
• ( اجتماعی ) "The whistleblower finally got his day in court when the Senate committee agreed to hear his testimony. "
( افشاگرِ اطلاعاتی بالاخره فرصتِ دفاع از خود را زمانی پیدا کرد که کمیته یِ سنا موافقت کرد به شهادتِ او گوش دهد. )