get one's claws into

انگلیسی به انگلیسی

• get a hold of, catch, get a firm grip on

پیشنهاد کاربران

🔸 **معادل فارسی:
• چنگ انداختن به کسی
• کسی را به دام انداختن
• تسخیر کردن کسی ( به ویژه از نظر عاطفی یا مالی )
🔸 مثال ها:
She's got her claws into a rich old man.
او یه پیرمرد پولدار رو به دام انداخته.
...
[مشاهده متن کامل]

Once the critics get their claws into a bad movie, they tear it apart.
وقتی منتقدان گیر بدن به یه فیلم بد، تیکه پاره اش می کنن.
The bank has really got its claws into me with this loan.
بانک با این وام واقعاً چنگ انداخته به من.
He thinks she loves him, but she's just got her claws into his money.
فکر می کنه دوستش داره، ولی اون فقط چنگ انداخته به پولش.