get one's butts kicked

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
get one's butt kicked را با get beaten ( شکست خوردن ) و get destroyed ( نابود شدن ) اشتباه نگیرید.
get beaten خنثی تر است، get destroyed بار معنایی شدیدتری دارد، در حالی که get one's butt kicked عامیانه تر و طنزآمیزتر است و بر تحقیر و شکست سنگین تأکید می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

این اصطلاح در انگلیسی آمریکایی رایج تر است و در متون رسمی کاربرد ندارد.

🔸 معادل فارسی:
• حسابی کتک خوردن | لت و پار شدن
• شکست سنگینی خوردن | تحقیر شدن
• بدجوری ضربه خوردن | از میدان به در شدن
• ( در بافت رقابتی ) به شدت شکست خوردن
🔸 مثال ها:
• Our team got its butt kicked in the final.
...
[مشاهده متن کامل]

تیم ما در فینال حسابی شکست خورد.
• He got his butt kicked in the debate.
او در آن مناظره به شدت تحقیر شد.
• If you don't train, you'll get your butt kicked.
اگر تمرین نکنی، حسابی کتک می خوری.
• The company got its butt kicked by the competition.
این شرکت از سوی رقبا به شدت شکست خورد.