get on someone's nerves


(عامیانه) اعصاب کسی را خراب کردن

پیشنهاد کاربران

اعصاب کسی رو داغون کردن
کسی را کفری کردن
اعصاب کسی را خورد کردن
They just got on each other's nerves all the time.
اونا تمام مدت اعصاب همدیگه رو خورد میکردن.
( informal / for speaking )
رو اعصاب بودن, تحریک اعصاب کسی
Stop whining. You’re getting on my nerves.
جیغ و ناله نکن! داری من را عصبانی می کنی! ( داری روی اعصاب من راه می روی )