🔸 معادل فارسی:
• ( اصلی ) سخت گرفتن، گیر دادن، فشار آوردن ( روی کسی )
• به کسی سخت گرفتن ( برای انجام کاری )
• مدام نق زدن، ایراد گرفتن
🔸 مثال ها ( با ترجمه فارسی ) :
( محیط کار سختگیرانه )
... [مشاهده متن کامل]
"The new project manager is always getting on our asses about the tiniest details. "
مدیر پروژه جدید همیشه درباره ریزترین جزئیات به ما می گیره.
( والدین/فرزندان )
"If you don't clean your room, Mom will get on your ass as soon as she gets home. "
اگه اتاقت رو تمیز نکنی، مامان به محض اومدن خونه بهت گیر میده.
( حرفه ای – تیم ورزشی )
"The coach got on the team's ass after the embarrassing loss. "
بعد اون باخت شرم آور، مربی به تیم فشار آورد ( محکم گرفت ) .
( زبان عامیانه دوستانه – شوخی )
"Dude, don't get on my ass about being five minutes late. "
داداش، بخاطر پنج دقیقه دیر کردن اینقدر گیر نده به من.
• ( اصلی ) سخت گرفتن، گیر دادن، فشار آوردن ( روی کسی )
• به کسی سخت گرفتن ( برای انجام کاری )
• مدام نق زدن، ایراد گرفتن
🔸 مثال ها ( با ترجمه فارسی ) :
( محیط کار سختگیرانه )
... [مشاهده متن کامل]
مدیر پروژه جدید همیشه درباره ریزترین جزئیات به ما می گیره.
( والدین/فرزندان )
اگه اتاقت رو تمیز نکنی، مامان به محض اومدن خونه بهت گیر میده.
( حرفه ای – تیم ورزشی )
بعد اون باخت شرم آور، مربی به تیم فشار آورد ( محکم گرفت ) .
( زبان عامیانه دوستانه – شوخی )
داداش، بخاطر پنج دقیقه دیر کردن اینقدر گیر نده به من.