get off scent

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( از مسیرِ درست ) منحرف کردن / گمراه کردن
• ( در معنایِ استعاری ) کسی را از تعقیب یا تحقیق دور کردن
• ( در معنایِ تحت اللفظی ) ردِ بو را از دست دادن ( در شکار )
• تفاوت آن با "throw off the track" ( از مسیر منحرف کردن ) در این است که "get off the scent" معمولاً به گمراه کردنِ کسی در یک تحقیق یا جستجو اشاره دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

• شکلِ دیگرِ آن، "put off the scent" ( کسی را گمراه کردن ) است که معنایِ مشابهی دارد.
🔸 مثال ها:
• "The false evidence was designed to get the investigators off the scent. "
مدارکِ جعلی برایِ گمراه کردنِ بازرسان طراحی شده بود.
• "The politician tried to get the media off the scent by changing the subject. "
سیاستمدار سعی کرد با تغییرِ موضوع، رسانه ها را از مسیرِ اصلی منحرف کند.
• "I think we've gotten off the scent; we need to refocus on the original plan. "
فکر می کنم از مسیرِ اصلی منحرف شده ایم؛ باید دوباره روی برنامه یِ اصلی تمرکز کنیم.