get off on something

پیشنهاد کاربران

مثال:
۱. He really gets off on fixing old cars.
( او واقعاً از تعمیر ماشین های قدیمی لذت می برد. )
۲. Some people get off on making others feel uncomfortable.
( برخی افراد از اینکه دیگران را ناراحت کنند، لذت می برند. )
...
[مشاهده متن کامل]

۳. She gets off on the adrenaline of extreme sports.
( او از آدرنالین ورزش های مخاطره انگیز هیجان می زند. )

لذت جنسی بردن از چیزی، تحریک جنسی شدن ، حسابی کیف کردن از چیزی