🔸 معادل فارسی:
• ( اصلی ترین معنا در زبان عامیانه ) کشته شدن ( به ویژه بر اثر گلوله یا خشونت )
• ( معنای دوم ) فریب خوردن، به شدت ضرر کردن، کلاه سر رفتن
مثال:
The rival gang member got greased in the drive - by shooting.
... [مشاهده متن کامل]
عضو باند رقیب در آن تیراندازی از داخل ماشین کشته شد.
The old mobster finally got greased by his enemies.
آن گنگستر قدیمی بالاخره به دست دشمنانش به خاک و خون کشیده شد ( کشته شد ) .
I paid $500 for this used phone, but it's a fake. I got greased.
۵۰۰ دلار برای این گوشی دست دوم پرداختم، اما تقلبی است. کلاه سرم رفت.
The investor got greased on that bad deal.
آن سرمایه گذار در آن معامله بد به شدت ضرر کرد ( فریب خورد ) .
• ( اصلی ترین معنا در زبان عامیانه ) کشته شدن ( به ویژه بر اثر گلوله یا خشونت )
• ( معنای دوم ) فریب خوردن، به شدت ضرر کردن، کلاه سر رفتن
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
عضو باند رقیب در آن تیراندازی از داخل ماشین کشته شد.
آن گنگستر قدیمی بالاخره به دست دشمنانش به خاک و خون کشیده شد ( کشته شد ) .
۵۰۰ دلار برای این گوشی دست دوم پرداختم، اما تقلبی است. کلاه سرم رفت.
آن سرمایه گذار در آن معامله بد به شدت ضرر کرد ( فریب خورد ) .