🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) گیر افتادن، لو رفتن، نقش بر آب شدن
• دستگیر شدن، گرفتار شدن ( توسط پلیس یا دشمن )
• کلاه سر رفتن، فریب خوردن، سرکیسه شدن
• قربانی شدن، هدف قرار گرفتن ( در درگیری خیابانی )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( دستگیری )
"The gang leader thought he was untouchable, but he got got by the feds. "
رهبر باند فکر می کرد دست نیافتنی است، اما توسط پلیس فدرال گیر افتاد.
( کلاهبرداری )
"I sent money to that online seller, but I never received the product. I got got. "
به آن فروشنده آنلاین پول فرستادم، اما هیچوقت محصول را دریافت نکردم. کلاه سرم رفت.
( خشونت خیابانی )
"In that neighborhood, if you flash the wrong colors, you'll get got. "
در آن محله، اگر رنگ های اشتباه ( نماد باند رقیب ) را نشان بدهی، گیر می افتی.
( اشتباه شخصی )
"He was cheating on his girlfriend for months, and then he got got when she walked in. "
ماه ها به دوست دخترش خیانت می کرد، و وقتی او سر زد، گیر افتاد.
( در آهنگ رپ – نمونه )
"Don't sleep on the block, or you'll get got. "
در محله نخواب ( غافل نباش ) ، وگرنه گیر می افتی.
• ( عامیانه ) گیر افتادن، لو رفتن، نقش بر آب شدن
• دستگیر شدن، گرفتار شدن ( توسط پلیس یا دشمن )
• کلاه سر رفتن، فریب خوردن، سرکیسه شدن
• قربانی شدن، هدف قرار گرفتن ( در درگیری خیابانی )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( دستگیری )
رهبر باند فکر می کرد دست نیافتنی است، اما توسط پلیس فدرال گیر افتاد.
( کلاهبرداری )
به آن فروشنده آنلاین پول فرستادم، اما هیچوقت محصول را دریافت نکردم. کلاه سرم رفت.
( خشونت خیابانی )
در آن محله، اگر رنگ های اشتباه ( نماد باند رقیب ) را نشان بدهی، گیر می افتی.
( اشتباه شخصی )
ماه ها به دوست دخترش خیانت می کرد، و وقتی او سر زد، گیر افتاد.
( در آهنگ رپ – نمونه )
در محله نخواب ( غافل نباش ) ، وگرنه گیر می افتی.
کشتن یا ضرب و شتم کسی به زبان عامیانه.
دخل کسی رو آوردن
حساب کسی رو کف دستش گذاشتن.
- they need to get got => باید دخلشون بیاد