🔸 معادل فارسی:
• ( قمار و شرط بندی ) جبران کردن، به تساوی رسیدن، ضرر را جبران کردن
• ( عمومی ) تسویه کردن، صاف کردن ( اختلاف یا بدهی )
• به تساوی رسیدن در امتیاز یا نتیجه
🔸 مثال ها:
( قمار – شرط بندی با شانس مساوی )
... [مشاهده متن کامل]
"The odds are evens on both horses, so if you bet, you'll get evens if you win. "
شانس برد هر دو اسب مساوی است، پس اگر شرط ببندی، در صورت بردن جبران می کنی ( به تساوی می رسی ) .
( اصطلاح کازینو – جبران باخت سنگین )
"Vegas Matt coined the phrase 'get even, or get even worse' for gamblers who risk everything on one hand. "
وگاس مت عبارت جبران کن، یا بدتر بباز را برای قماربازانی ابداع کرد که همه چیز را روی یک دست شرط می بندند.
( رقابت ورزشی – تسویه )
"After losing the first set, she fought back to get evens and force a deciding set. "
بعد از باخت در ست اول، تلاش کرد تا به تساوی برسد و بازی را به ست سوم بکشاند.
• ( قمار و شرط بندی ) جبران کردن، به تساوی رسیدن، ضرر را جبران کردن
• ( عمومی ) تسویه کردن، صاف کردن ( اختلاف یا بدهی )
• به تساوی رسیدن در امتیاز یا نتیجه
🔸 مثال ها:
( قمار – شرط بندی با شانس مساوی )
... [مشاهده متن کامل]
شانس برد هر دو اسب مساوی است، پس اگر شرط ببندی، در صورت بردن جبران می کنی ( به تساوی می رسی ) .
( اصطلاح کازینو – جبران باخت سنگین )
وگاس مت عبارت جبران کن، یا بدتر بباز را برای قماربازانی ابداع کرد که همه چیز را روی یک دست شرط می بندند.
( رقابت ورزشی – تسویه )
بعد از باخت در ست اول، تلاش کرد تا به تساوی برسد و بازی را به ست سوم بکشاند.