get enough

پیشنهاد کاربران

1 - عبارت "get enough" به معنای داشتن مقدار کافی یا مناسب از چیزی برای برآورده کردن یک نیاز یا خواسته است.
2 - همچنین می تواند به رضایت یا قناعت احساسی اشاره داشته باشد.
مترادف: Have sufficient, be satisfied, fulfill, be content.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال؛
I didn’t get enough sleep last night, so I’m very tired today.
I can’t get enough of this song; I’ve been listening to it all day.
از این آهنگ سیر نمی شوم؛ تمام روز به آن گوش داده ام
No matter how hard I try, I never get enough time to finish my work.

1. **I can never get enough of chocolate. No matter how much I eat, I always crave more. It's my favorite treat, and I enjoy every bite. **
هیچ وقت از شکلات سیر نمی شوم. مهم نیست چقدر بخورم، همیشه بیشتر می خواهم. این خوراکی مورد علاقه ام است و از هر لقمه اش لذت می برم.
...
[مشاهده متن کامل]

2. **My friends and I love going to the beach. We can never get enough of the sun and the ocean. It’s the perfect way to relax and have fun. **
من و دوستانم عاشق رفتن به ساحل هستیم. هیچ وقت از آفتاب و دریا سیر نمی شویم. این بهترین راه برای استراحت و تفریح است.
3. **She loves reading books. She can never get enough of them. Every time she finishes one, she starts another without hesitation. **
او عاشق خواندن کتاب هاست. هیچ وقت از آن ها سیر نمی شود. هر بار که یکی را تمام می کند، بدون تردید یکی دیگر را شروع می کند.
4. **I can’t get enough of watching documentaries. I find them fascinating and educational. There’s always something new to learn from them. **
هیچ وقت از تماشای مستندها سیر نمی شوم. آن ها را جذاب و آموزنده می یابم. همیشه چیز جدیدی برای یادگیری از آن ها وجود دارد.
5. **My sister can never get enough of traveling. She’s always planning her next trip, looking for new places to explore. **
خواهرم هیچ وقت از سفر کردن سیر نمی شود. او همیشه در حال برنامه ریزی سفر بعدی اش است و به دنبال مکان های جدید برای کشف می گردد.
6. **We can never get enough of good music. It’s always playing in the background wherever we go. Music is the soundtrack of our lives. **
هیچ وقت از موسیقی خوب سیر نمی شویم. همیشه در پس زمینه هر جا که می رویم پخش می شود. موسیقی صدای پس زمینه زندگی مان است.
7. **He can’t get enough of playing video games. He spends hours every day immersed in his favorite games, always trying to beat his high score. **
او هیچ وقت از بازی های ویدیویی سیر نمی شود. او هر روز ساعت ها در بازی های مورد علاقه اش غرق می شود و همیشه سعی می کند رکورد بالای خود را بزند.
8. **I can never get enough of fresh fruit. I love the taste of juicy apples, sweet grapes, and refreshing oranges. They are the perfect snack. **
هیچ وقت از میوه های تازه سیر نمی شوم. طعم سیب های آبدار، انگورهای شیرین و پرتقال های تازه را دوست دارم. آنها بهترین میان وعده هستند.
9. **We can’t get enough of spending time together as a family. Whether it’s cooking dinner or going for a walk, we always enjoy each other’s company. **
هیچ وقت از گذراندن وقت با خانواده مان سیر نمی شویم. مهم نیست که در حال پختن غذا هستیم یا برای قدم زدن می رویم، همیشه از همراهی یکدیگر لذت می بریم.
10. **She can never get enough of taking pictures. She always has her camera with her, capturing moments and memories wherever she goes. **
او هیچ وقت از عکاسی سیر نمی شود. همیشه دوربینش را همراه دارد و هر لحظه و خاطره ای را که می بیند ثبت می کند.
chatgpt

I can't get enough of this song : از این آهنگ سیر نمیشم ( قفلی زدم روش )

بپرس