get down about

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• دلگیر شدن از / غمگین شدن بابت
• افسرده شدن از / روحیه باختن به خاطر
• دلسرد شدن از / ناامید شدن از
• فکر و خیال کردن و پایین آمدن روحیه
🔸 مثال ها:
• Don't get down about it — you did your best.
...
[مشاهده متن کامل]

بابتش دلگیر نشو — تو بهترین تلاشت را کردی.
• She's been getting down about her job lately.
او اخیراً از کارش افسرده شده.
• He gets down about the smallest things.
او برای کوچک ترین چیزها روحیه اش را می بازد.