خودت را حسابی آراسته و مرتب کردن؛ معمولاً برای مواقعی که کسی برای یک مهمانی، مراسم، یا قرار مهم به طور ویژه لباس می پوشد و آرایش می کند.
مثال:
She got dolled up for the wedding.
برای عروسی حسابی خودش را آراسته کرد.
... [مشاهده متن کامل]
I don’t feel like getting dolled up tonight.
امشب حالِ آراسته شدن ندارم.
They got dolled up before going to the fancy restaurant.
قبل از رفتن به رستوران شیک، حسابی خودشان را مرتب کردند.
مثال:
برای عروسی حسابی خودش را آراسته کرد.
... [مشاهده متن کامل]
امشب حالِ آراسته شدن ندارم.
قبل از رفتن به رستوران شیک، حسابی خودشان را مرتب کردند.
حسابی شیک و پیک کردن
به خود رسیدن
به خود رسیدن