get crack at

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• فرصت امتحان کردن چیزی را داشتن، نوبت تلاش کردن به کسی رسیدن
• شانس انجام کاری را پیدا کردن ( به ویژه کاری چالش برانگیز )
• یک بار امتحان کردن ( در نوبت خود )
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

( در محل کار )
"The junior developer finally got a crack at leading a major project. "
�توسعه دهنده جونیور بالاخره فرصت پیدا کرد یک پروژه بزرگ را رهبری کند. �
( در آموزش و یادگیری )
"Everyone in the class will get a crack at solving the problem on the board. "
همه در کلاس فرصت خواهند داشت مسئله را روی تخته حل کنند.
( در یک کار عملی )
"I've never fixed a car before, but I'd like to get a crack at it. "
قبلاً هیچ وقت ماشین تعمیر نکرده ام، اما دوست دارم یک بار امتحانش کنم.
( در رقابت ورزشی )
"After dominating the local scene, the team is eager to get a crack at the national champions. "
بعد از تسلط بر صحنه محلی، تیم مشتاق است فرصت رقابت با قهرمانان ملی را پیدا کند.