🔸 معادل فارسی:
• به روز شدن
• عقب افتادگی را جبران کردن
• خبرها را گرفتن
🔸 مثال ها:
• I’ve been sick all week, so I need to get catching up at work.
کل هفته مریض بودم، پس باید کارهای عقب مونده رو جبران کنم
... [مشاهده متن کامل]
• He’s staying after class to get catching up on the material he missed.
بعد از کلاس می مونه تا درس هایی رو که جا مونده جبران کنه.
• I spent the weekend getting catching up on my favorite TV shows.
آخر هفته رو صرف کردم تا سریال های موردعلاقه مو ببینم و به روز بشم.
• به روز شدن
• عقب افتادگی را جبران کردن
• خبرها را گرفتن
🔸 مثال ها:
کل هفته مریض بودم، پس باید کارهای عقب مونده رو جبران کنم
... [مشاهده متن کامل]
بعد از کلاس می مونه تا درس هایی رو که جا مونده جبران کنه.
آخر هفته رو صرف کردم تا سریال های موردعلاقه مو ببینم و به روز بشم.