get bent out of shape

پیشنهاد کاربران

خیلی ناراحت شدن، عصبانی شدن یا بیش از حد واکنش نشون دادن
به هم ریختن
( معمولاً برای چیزهای نه چندان مهم )
مثال ها:
Don’t get bent out of shape over a small mistake.
سر یه اشتباه کوچیک این قدر عصبی نشو.
...
[مشاهده متن کامل]

He got bent out of shape because I was five minutes late
چون پنج دقیقه دیر کردم خیلی ناراحت شد.
Why are you so bent out of shape about this?
چرا اینقدر بابت این موضوع به هم ریختی؟
It’s not a big deal. Don’t get bent out of shape.
موضوع مهمی نیست، الکی بزرگش نکن.

"خیلی عصبانی شدن"/ برای توصیف واکنش های بیش از حد به تحریکات جزئی. این عبارتی است که نشان می دهد کسی بیش از حد ناراحت چیزی شده که ممکن است اهمیت زیادی نداشته باشد.
مترادف: Upset, agitated, angry.
...
[مشاهده متن کامل]

متضاد: Calm, composed, relaxed.
مثال؛
He got bent out of shape when they didn't invite him to the meeting.
Don't get bent out of shape over small mistakes.
She got bent out of shape after hearing the news.

از هم پاشیدن

به شدت عصبانی شدن
جوش آوردن
از کوره در رفتن