🔸 مترادف ها:
escape punishment – avoid consequences – dodge responsibility – slip through – beat the system
🔸 مثال ها:
• He lied to his boss and got away with it.
او به رئیسش دروغ گفت و قِسِر در رفت.
... [مشاهده متن کامل]
• The thieves got away with it because there was no evidence.
دزدها قِسِر در رفتند چون مدرکی وجود نداشت.
• She broke the rules but somehow got away with it.
او قوانین را زیر پا گذاشت اما به نوعی قِسِر در رفت.
🔸 مثال ها:
او به رئیسش دروغ گفت و قِسِر در رفت.
... [مشاهده متن کامل]
دزدها قِسِر در رفتند چون مدرکی وجود نداشت.
او قوانین را زیر پا گذاشت اما به نوعی قِسِر در رفت.
تو نباید بری تا قبل ۱۸ سالگی بری کلاب شبانه، اما من بچه هایی رو میشناسم که از زیرش قسر در میرن.
قسر در رفتن، از مهلکه جان سالم به در بردن