در اغلب موارد به معنای کسب یک برتری، مزیت، یا فرصت نسبت به دیگران است. بسته به زمینه، می تواند به موارد زیر اشاره کند:
- کسب مزیت رقابتی: در تجارت، ورزش، یا هر رقابت دیگر، داشتن یک مزیت نسبت به رقبا.
... [مشاهده متن کامل]
- کسب فرصت اولیه: دستیابی به امکان یا شانس زودتر از دیگران.
- کسب دانش یا اطلاعات برتر: داشتن اطلاعاتی که به شما برتری می دهد.
- ( کاربرد غیررسمی ) مصرف مواد محرک: گاهی اوقات به طور غیررسمی برای اشاره به مصرف مواد مخدر یا محرک برای افزایش انرژی یا تمرکز استفاده می شود.
مثال ها:
1. The company invested heavily in research to get an edge over its competitors.
شرکت سرمایه گذاری سنگینی در تحقیق و توسعه انجام داد تا از رقبای خود پیشی بگیرد/مزیت رقابتی کسب کند.
2. In this job market, having a master's degree can get you an edge.
در این بازار کار، داشتن مدرک کارشناسی ارشد می تواند به شما برتری بدهد/شانس بیشتری به شما بدهد.
3. He often drinks coffee in the morning to get an edge for his demanding workday.
او اغلب صبح ها قهوه می نوشد تا برای روز کاری پرفشار خود انرژی بگیرد/تمرکز بیشتری پیدا کند.
- کسب مزیت رقابتی: در تجارت، ورزش، یا هر رقابت دیگر، داشتن یک مزیت نسبت به رقبا.
... [مشاهده متن کامل]
- کسب فرصت اولیه: دستیابی به امکان یا شانس زودتر از دیگران.
- کسب دانش یا اطلاعات برتر: داشتن اطلاعاتی که به شما برتری می دهد.
- ( کاربرد غیررسمی ) مصرف مواد محرک: گاهی اوقات به طور غیررسمی برای اشاره به مصرف مواد مخدر یا محرک برای افزایش انرژی یا تمرکز استفاده می شود.
مثال ها:
شرکت سرمایه گذاری سنگینی در تحقیق و توسعه انجام داد تا از رقبای خود پیشی بگیرد/مزیت رقابتی کسب کند.
در این بازار کار، داشتن مدرک کارشناسی ارشد می تواند به شما برتری بدهد/شانس بیشتری به شما بدهد.
او اغلب صبح ها قهوه می نوشد تا برای روز کاری پرفشار خود انرژی بگیرد/تمرکز بیشتری پیدا کند.
برتری جستن