1. جستجو و پلیسی ( به نتیجه رسیدن )
در زمینه های اطلاعاتی، پلیسی یا حتی جستجوی معمولی، "get a hit" به معنای "به نتیجه رسیدن"، "نتیجه مثبت گرفتن" یا "موردی پیدا کردن" است، مثلاً در تحقیقات کامپیوتری یا پایگاه داده ها .
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
The police searched the database and finally got a hit on the suspect's alias.
پلیس پایگاه داده را جستجو کرد و سرانجام بر روی نام مستعار مظنون به نتیجه رسید .
2. زبان عامیانه ( موفقیت و ثروت )
در زمینه تجارت و موفقیت، "get a hit" می تواند به معنی "پولدار شدن"، "موفقیت بزرگ به دست آوردن" یا "محصولی پرفروش داشتن" باشد .
مثال:
The small startup got a hit with their new app and became millionaires overnight.
آن استارت آپ کوچک با اپلیکیشن جدیدشان موفقیتی بزرگ به دست آوردند و یک شبه میلیونر شدند .
در زمینه های اطلاعاتی، پلیسی یا حتی جستجوی معمولی، "get a hit" به معنای "به نتیجه رسیدن"، "نتیجه مثبت گرفتن" یا "موردی پیدا کردن" است، مثلاً در تحقیقات کامپیوتری یا پایگاه داده ها .
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
پلیس پایگاه داده را جستجو کرد و سرانجام بر روی نام مستعار مظنون به نتیجه رسید .
2. زبان عامیانه ( موفقیت و ثروت )
در زمینه تجارت و موفقیت، "get a hit" می تواند به معنی "پولدار شدن"، "موفقیت بزرگ به دست آوردن" یا "محصولی پرفروش داشتن" باشد .
مثال:
آن استارت آپ کوچک با اپلیکیشن جدیدشان موفقیتی بزرگ به دست آوردند و یک شبه میلیونر شدند .
دستیابی پیدا کردن به/ به دست آوردن یک واحد دوز یا تزریق از مواد، معمولاً برای استفاده شخصی.
... [مشاهده متن کامل]
این می تواند برای مواد مخدر مختلف مانند کوکائین، هروئین یا ال اس دی استفاده شود.
مثال؛