clatter : صدای به هم خوردن ظروف چینی، صدای تلق تلق، تق تق کردن، تلق تلق کردن، به تلق تلق در آوردن، کرپ کرپ کردن، سر و صدا، بیا و برو، هیاهو، جغ جغ یا تلق تلق کردن، صدای بهم خوردن اشیایی مثل بشقاب
کوبیده شدن، تحقیر شدن یا گلایه شدید از کسی شنیدن
مثال؛
He really got a clatter off his boss for being late.
او واقعاً به خاطر تأخیر از طرف رئیسش کوبیده شد ( توبیخ شد ) .
I got a clatter off the car door in the wind.
... [مشاهده متن کامل]
در باد، درِ ماشین به من خورد ( کوبید ) .
She got a clatter off her mother for lying.
او به خاطر دروغ گفتن از طرف مادرش یک گوش مالی گرفت.
مثال؛
او واقعاً به خاطر تأخیر از طرف رئیسش کوبیده شد ( توبیخ شد ) .
... [مشاهده متن کامل]
در باد، درِ ماشین به من خورد ( کوبید ) .
او به خاطر دروغ گفتن از طرف مادرش یک گوش مالی گرفت.