geometric

/ˌdʒiəˈmetrɪk//ˌdʒɪəˈmetrɪk/

معنی: هندسی
معانی دیگر: وابسته به هندسه، دارای خطوط و زوایا و دوایر (geometrical هم می گویند)

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: geometrical (adj.), geometrically (adv.)
(1) تعریف: of or concerning geometry.

(2) تعریف: composed of lines or figures like those of geometry, as a painting or design.

جمله های نمونه

1. geometric progression
تصاعد هندسی

2. a geometric pattern
طرح هندسی،نقش گوشه دار و خطدار

3. various geometric figures
شکل های مختلف هندسی

4. The jumper has a geometric pattern on it.
[ترجمه گوگل]جامپر یک طرح هندسی بر روی خود دارد
[ترجمه ترگمان]این jumper یک الگوی هندسی روی آن دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Geometric designs were popular wall decorations in the 14th century.
[ترجمه گوگل]طرح های هندسی تزئینات دیواری محبوب در قرن چهاردهم بودند
[ترجمه ترگمان]طرح های هندسی در قرن چهاردهم به عنوان تزیینات داخلی مورد استفاده قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Population is increasing in that country in a geometric progression.
[ترجمه گوگل]جمعیت در آن کشور در یک پیشرفت هندسی در حال افزایش است
[ترجمه ترگمان]جمعیت در این کشور در یک تصاعد هندسی افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Persian rugs are characterized by their geometric designs and rich colours.
[ترجمه گوگل]قالی های ایرانی با طرح های هندسی و رنگ های غنی خود مشخص می شوند
[ترجمه ترگمان]قالیچه های ایرانی با طرح های هندسی و رنگ های غنی مشخص می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Many pictures have been based on simple geometric designs.
[ترجمه گوگل]بسیاری از تصاویر بر اساس طرح های هندسی ساده ساخته شده اند
[ترجمه ترگمان]بسیاری از عکس ها مبتنی بر طراحی های ساده هندسی بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. What are the main factors producing geometric distortion in Landsat images?
[ترجمه گوگل]عوامل اصلی ایجاد اعوجاج هندسی در تصاویر لندست چیست؟
[ترجمه ترگمان]عوامل اصلی تولید اعوجاج هندسی در تصاویر Landsat چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Where he is abstract and geometric, she is figurative and expressionist.
[ترجمه گوگل]جایی که او انتزاعی و هندسی است، او فیگوراتیو و اکسپرسیونیست است
[ترجمه ترگمان]جایی که او انتزاعی و هندسی است، فیگوراتیو و انتزاعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It consists of outlining hidden geometric shapes in larger complex figures.
[ترجمه گوگل]این شامل ترسیم اشکال هندسی پنهان در اشکال پیچیده بزرگتر است
[ترجمه ترگمان]آن شامل ترسیم شکل های هندسی پنهان در شکل های پیچیده بزرگ تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Unlike Woodchester, however, such geometric decoration as exists does not serve to emphasize the autonomy of the circular arrangement.
[ترجمه گوگل]با این حال، برخلاف وودچستر، چنین تزئینات هندسی موجود برای تأکید بر استقلال چیدمان دایره ای کار نمی کند
[ترجمه ترگمان]با این حال، برخلاف Woodchester، چنین تزییناتی که وجود دارد، برای تاکید بر استقلال این نظم مدور بکار نمی آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The geometric origins of Constructivism can be found in the work of Pythagoras and its philosophy was prepared by Plato.
[ترجمه گوگل]خاستگاه هندسی سازه انگاری را می توان در آثار فیثاغورث یافت و فلسفه آن را افلاطون تهیه کرد
[ترجمه ترگمان]منشا هندسی constructivism را می توان در کار فیثاغورس و فلسفه آن که توسط افلاطون آماده شده بود یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I brought him some geometric abstractions -- he was not into abstraction anymore -- he was very helpful.
[ترجمه گوگل]چند انتزاع هندسی برایش آوردم -- او دیگر اهل انتزاع نبود -- او بسیار مفید بود
[ترجمه ترگمان]من براش یه سری abstractions هندسی براش آوردم - اون دیگه تو abstraction نبود - اون خیلی کمک می کرد -
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. A measured, geometric square, stood on edge, seems too tall.
[ترجمه گوگل]یک مربع هندسی اندازه‌گیری شده که روی لبه قرار گرفته، خیلی بلند به نظر می‌رسد
[ترجمه ترگمان]یک میدان هندسی اندازه گیری شده در لبه پرتگاه بسیار بلند به نظر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

هندسی (صفت)
numeral, geometric

تخصصی

[عمران و معماری] هندسی
[برق و الکترونیک] هندسی
[ریاضیات] هندسی

انگلیسی به انگلیسی

• of or pertaining to geometry; utilizing basic geometric shapes as part of a decoration or design (i.e. circles, triangles, etc.)
geometric or geometrical is used to refer to something which relates to geometry.
geometric or geometrical designs and shapes consist of regular shapes and lines, and sharp angles.

پیشنهاد کاربران

📋 دوستان در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم geo ( که در زبان انگلیسی به عنوان یک پیشوند از آن استفاده می شود )
📌 این ریشه، معادل "Earth" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "Earth" مربوط هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

📂 مثال:
🔘 geography: The study of the earth’s surface and features
🔘 geology: The science of the earth’s composition and structure
🔘 geometry: The branch of mathematics originally based on measuring the earth
🔘 geothermal: Pertaining to the heat produced within the earth
🔘 geocentric: Considering the earth as the center of a system
🔘 geodesy: The science of measuring the earth’s size and shape
🔘 geomorphology: The study of the earth’s landforms and surface processes
🔘 geopolitics: The analysis of how the earth’s geography influences political power
🔘 geoscience: An umbrella term for all sciences related to the earth
🔘 geochemistry: The study of the earth’s chemical composition and reactions
🔘 geophysics: The branch of physics concerned with physical processes of the earth
🔘 geocaching: An outdoor treasure hunt using earth - based GPS coordinates
🔘 geoengineering: The deliberate modification of the earth’s environment
🔘 geodesic: Relating to the shortest path between two points on the curved earth
🔘 geoid: A model of the earth’s shape based on its gravitational field
🔘 geopark: A region recognized for its earth - based geological heritage
🔘 geobotany: The study of plant distribution on the earth
🔘 georeferencing: The process of aligning data with the earth’s coordinate system
🔘 geochronology: The science of dating earth materials and events
🔘 geomatics: The technology and methods for gathering and analyzing earth data
🔘 geomagnetism: The study of the earth’s magnetic field
🔘 geotropism: The growth response of plants directed by the earth’s gravity
🔘 geosynchronous: Describing a satellite whose orbit matches the earth’s rotation period
🔘 geostationary: Referring to a satellite that appears fixed relative to the earth
🔘 geofencing: Creating a virtual boundary defined by a specific area on the earth
🔘 geostrategy: Strategic planning based on the earth’s geographical features
🔘 geocomputation: The use of computational techniques to analyze earth - related data
🔘 geosystem: An integrated system comprising various components of the earth
🔘 geodata: Digital information that describes aspects of the earth’s surface
🔘 geologic: Relating to the study or history of the earth

geometric: هندسی
geometric shapes: اشکال هندسی
ساختاری
شکیل

بپرس