genie

/ˈdʒiːni//ˈdʒiːni/

رجوع شود به: jinni، jinn تولید کننده، تناسلی، مربوط به اندامهای تناسلی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: in Islamic mythology, a usu. impish supernatural being, often in human form, that will do one's bidding, esp. grant one's wishes; jinn; jinni.

جمله های نمونه

1. The genie granted him three wishes.
[ترجمه ترگمان]جن سه آرزو به او داد
[ترجمه گوگل]ژن به او سه آرزو داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The party leadership contest has let the genie of change out of the bottle.
[ترجمه ترگمان]رقابت رهبری حزب به جنی اجازه داده است که از بطری خارج شود
[ترجمه گوگل]مسابقه رهبری حزب اجازه می دهد جن را از تغییر بطری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Well, when he has his own personal genie, he has options.
[ترجمه ترگمان]خب، وقتی اون یه جن خونگی شخصی خودش رو داره، انتخاب های دیگه ای هم داره
[ترجمه گوگل]خوب، زمانی که او دارای شخصیت شخصی خود است، او گزینه هایی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The genie is out of the bottle.
[ترجمه ترگمان]جن از بطری بیرون می آید
[ترجمه گوگل]جن است از بطری خارج شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The lamp genie: He could bestow the most fabulous gifts imaginable, and his power seemingly had no end.
[ترجمه ترگمان]چراغ روشن بود: او می توانست زیباترین هدایای قابل تصور را به او بدهد، و ظاهرا قدرتش به پایان نرسیده بود
[ترجمه گوگل]جنبش لامپ: او می تواند هدایای افسانه ای را که قابل تصور است، به ارمغان بیاورد و قدرتش ظاهرا پایان نیافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. And then the genie told him about the magician disguised as the holy woman.
[ترجمه ترگمان]و بعد جن خاکی به او درباره جادوگری که به عنوان زن مقدس تغییر شکل داده بود تعریف کرد
[ترجمه گوگل]و سپس جن را به او گفتند که شعبده باز را به عنوان زن مقدس مبدل کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There is no genie to snap its fingers and whiplash me out of this world I am living in.
[ترجمه ترگمان]هیچ جادویی وجود ندارد که انگشتانش را خرد کند و مرا از این دنیای بیرون بکشد که من در آن زندگی می کنم
[ترجمه گوگل]هیچ جنبه ای وجود ندارد که انگشتانش را ببندد و من را از این جهان که من در آن زندگی می کنم، منحرف کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Now the genie of his darkest and weakest side was speaking.
[ترجمه ترگمان]حالا جن وپری تاریک ترین بخش و ضعیف ترین او در حال صحبت کردن بود
[ترجمه گوگل]در حال حاضر ژان تمیز و ضعیف ترین طرف صحبت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. One day I polished Aladdin's lamp, Genie said: I will meet you one wish. I said: Please bless those who are watching the message Merry Christmas!
[ترجمه ترگمان]یک روز چراغ Aladdin را صیقل دادم و گفت: با شما ملاقات خواهم کرد گفتم: لطفا کسانی را که کریسمس را تماشا می کنند تقدیس کنید!
[ترجمه گوگل]یک روز من لامپ الادین را جلا دادم، ژنی گفت: من یکی از آرزوهایم را خواهم دید من گفتم: لطفا کسانی را که پیام این پیام را می بینند برکت دهید کریسمس مبارک!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. But by that time the file - sharing genie was out of the bottle.
[ترجمه ترگمان]اما تا آن زمان آن جن که به اشتراک گذاشته شده بود از بطری بیرون آمد
[ترجمه گوگل]اما تا آن زمان، جین پرونده اشتراکی از بطری خارج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The love between human and genie is the antetype of Chinese traditional literature, which expresses a kind of psychology of male's infatuation and fear to female in the society.
[ترجمه ترگمان]عشق بین انسان و جن the ادبیات سنتی چینی است که نوعی روان شناسی از شیفتگی مردان و ترس از زنان در جامعه را بیان می کند
[ترجمه گوگل]عشق بین انسان و جن، نوعی از ادبیات سنتی چینی است که بیانگر نوعی روانشناسی از الهام و نگرانی مرد در جامعه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I polished Aladdin's lamp, Genie said: I will meet you one wish.
[ترجمه ترگمان]چراغ Aladdin را صیقل دادم و گفت: با شما ملاقات خواهم کرد
[ترجمه گوگل]من لامپ الادین را جلا دادم، ژنی گفت: من یکی از آرزوهایم را خواهم دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The Philips Genie, a lightweight mobile phone, can be operated by uttering a single word.
[ترجمه ترگمان]کتاب روح مسیحیت فیلیپس، یک گوشی موبایل سبک است که می تواند با گفتن یک کلمه به کار رود
[ترجمه گوگل]فیلیپس جین، یک تلفن همراه سبک وزن، می تواند توسط یک کلمه واحد اداره شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This self-absorbed perspective treats God as a genie who simply exists to serve you in your selfish pursuit of personal fulfillment.
[ترجمه ترگمان]این دیدگاه خود - مجذوب، خدا را به عنوان یک جن که به سادگی وجود دارد تا به شما در پی گیری خودخواهانه خود برای رسیدن به خواسته های شخصی خدمت کند، درمان می کند
[ترجمه گوگل]این چشم انداز خود جذب خدا به عنوان یک جن است که به سادگی وجود دارد برای خدمت به شما در دنبال خودخواهانه خود را از تحقق شخصیت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Genie put his hand up: My friend, I won't let you die!
[ترجمه ترگمان]او دستش را بلند کرد و گفت: دوست من، من نمی گذارم تو بمیری!
[ترجمه گوگل]جین دستش را بالا برد: دوست من، من اجازه نخواهم داد که بمیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] جنی .

به انگلیسی

• jinn, spirit which is often contained in a bottle and can grant wishes (arabian folklore)
in stories that originate from arabia and persia, a genie is a magical being that obeys the orders of the person who controls it.

پیشنهاد کاربران

جن ، پری
ساحر
غول چراغ جادو ( در قصه های کودکان غولی که از چراغ جادو فراخوانده میشودو می تواند تا 3 آرزوی صاحب چراغ جادو را برآورده نماید )
غول. . . غول چراغ جادو
جن هم میشه گفت. . .
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما