generational overhaul

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
بازسازی نسلی، تحول بنیادین در یک نسل
زیر و رو شدن ساختارها در طول یک دوره نسلی
( در مفهوم گسترده تر ) تغییر کامل و ریشه ای که نه یک شبه، بلکه در بازه ای نسلی اتفاق می افته
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
"The education system is in need of a generational overhaul. "
سیستم آموزشی نیاز به یه بازسازی بنیادین نسلی داره.
"The party underwent a generational overhaul after its crushing defeat. "
حزب بعد از شکست سنگینش یه تحول نسلی کامل رو از سر گذروند.
"Tech companies are experiencing a generational overhaul as older executives retire. "
با بازنشسته شدن مدیران قدیمی، شرکت های فناوری دارن یه زیر و رو شدن نسلی رو تجربه می کنن.