generating


معنی: مولد

جمله های نمونه

1. generating line
(ریاضی) خط مولد

2. They will tie the generating station in with the power system.
[ترجمه ترگمان]آن ها ایستگاه مولد برق را با سیستم قدرت به تساوی خواهند رساند
[ترجمه گوگل]آنها ایستگاه تولید را با سیستم برق وصل خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There are many ways of generating a two - dimensional representation of an object.
[ترجمه ترگمان]راه های زیادی برای ایجاد یک نمایش دوبعدی از یک شی وجود دارد
[ترجمه گوگل]روش های زیادی برای تولید نمای دو بعدی از یک شی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Brainstorming is a good way of generating ideas.
[ترجمه ترگمان]ایده پردازی روشی خوب برای ایجاد ایده ها است
[ترجمه گوگل]طوفان مغزی راه خوبی برای تولید ایده ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Surveyors say the fault line is capable of generating a major earthquake once in a hundred years.
[ترجمه ترگمان]Surveyors می گویند که خط گسل در طی صد سال قادر به ایجاد یک زمین لرزه بزرگ است
[ترجمه گوگل]نقشه برداران می گویند که خط گسل قادر به ایجاد یک زلزله بزرگ در یک صد سال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Electricity generating companies are running down stocks and cutting purchases.
[ترجمه ترگمان]شرکت های تولید برق در حال پایین رفتن از سهام و کاهش خریدها هستند
[ترجمه گوگل]شرکت های تولید برق در حال افتادن سهام و کاهش خرید هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Brain-storming One of the most favoured techniques for generating ideas is brain-storming.
[ترجمه ترگمان]حمله به مغز یکی از تکنیک های مورد علاقه برای ایجاد ایده ها، حمله به مغز است
[ترجمه گوگل]مغز طوفان یکی از تکنیک های مورد علاقه برای تولید ایده ها، مغز طوفان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. For example, 500, 000 was used in generating the cost per kilowatt of coal-natural gas units.
[ترجمه ترگمان]برای مثال، ۰۰۰ برای تولید هر کیلووات از واحدهای گاز طبیعی زغال سنگ مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، 500، 000 در تولید هزینه های در هر کیلووات از واحدهای زغال سنگ طبیعی استفاده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Still, it is generating plenty of heat.
[ترجمه ترگمان]با این وجود، این مقدار گرما تولید می کند
[ترجمه گوگل]با این حال، گرمای زیادی تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. City officials seem more interested in generating more income for the General Fund than in improving playing conditions.
[ترجمه ترگمان]مقامات شهر بیشتر علاقه مند به ایجاد درآمد بیشتر برای صندوق عمومی نسبت به بهبود شرایط بازی هستند
[ترجمه گوگل]مقامات شهر به نظر می رسد بیشتر علاقه مند به تولید درآمد بیشتر برای صندوق عمومی نسبت به بهبود شرایط بازی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Instead of generating less waste, they get rid of fussy impediments to waste disposal.
[ترجمه ترگمان]به جای ایجاد ضایعات کم تر، آن ها از موانع fussy برای دفع زباله خلاص می شوند
[ترجمه گوگل]به جای تولید ضایعات کمتر، آنها از شر موانع ناشی از دفع زباله خلاص می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Additional generating capacity will be mainly coal-fired or hydro with some nuclear.
[ترجمه ترگمان]ظرفیت تولید اضافی عمدتا به صورت زغال سنگ یا آبی با برخی از نیروگاه های هسته ای خواهد بود
[ترجمه گوگل]ظرفیت تولید اضافی عمدتا زغال سنگ یا هیدروژن با برخی از هسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Reclamation in 1987 stopped generating power during critical salmon spawning and rearing months.
[ترجمه ترگمان]احیای در سال ۱۹۸۷ باعث توقف تولید برق در طی تولید ماهی قزل آلا و پرورش ماهی قزل آلا شد
[ترجمه گوگل]احیا در سال 1987 متوقف ساختن قدرت در طی ماهی گیری و رشد ماهانه ماهی قزل آلا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. These include generating and managing reports, building and printing labels, and creating and using custom forms.
[ترجمه ترگمان]اینها شامل تولید و مدیریت گزارش ها، ایجاد و چاپ برچسب ها، و ایجاد و استفاده از فرم های سفارشی هستند
[ترجمه گوگل]این شامل تولید و مدیریت گزارش ها، ایجاد و چاپ برچسب ها، و ایجاد و استفاده از فرم های سفارشی می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. For that we need an algorithm for generating the complementary set.
[ترجمه ترگمان]برای اینکه ما به یک الگوریتم برای ایجاد مجموعه مکمل نیاز داریم
[ترجمه گوگل]برای این که ما برای تولید مجموعه مکمل نیاز به یک الگوریتم داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مولد (صفت)
begetting, generating, producing, produced, bringing forth, born, begotten

تخصصی

[ریاضیات] مولد، پدیدآور، مولد، ایجاد کننده

به انگلیسی

• causing, producing

پیشنهاد کاربران

تولید
موجد، ایجادگر، ایجادکننده، تولیدکننده
ایجاد، تولید
ساختن
مولد
تولید کنننده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما