🔸 معادل فارسی:
• حاشیه سازی کردن / گرد و خاک راه انداختن
• حواس پرتی ایجاد کردن ( با اخبار جنجالی )
• فضا را مبهم کردن ( برای پنهان کاری )
مثال ها ( در بافتِ سیاسی و رسانه ای ) :
• "The government generated smoke by leaking a minor scandal to distract from the corruption probe. "
... [مشاهده متن کامل]
( دولت با درز دادنِ یک رسواییِ کوچک، حاشیه سازی کرد تا توجه ها را از تحقیقاتِ فساد منحرف کند. )
• "The company's PR team is generating smoke to divert attention from the product recall. "
( تیمِ روابط عمومیِ شرکت در حالِ حاشیه سازی است تا توجه ها را از فراخوانیِ محصول منحرف کند. )
• "Politicians often generate smoke during election season to avoid answering tough questions. "
( سیاستمداران در فصلِ انتخابات اغلب با گرد و خاک راه انداختن، از پاسخ به سوالاتِ سخت فرار می کنند. )
• "The CEO's resignation was timed to generate smoke and bury the quarterly losses. "
( استعفایِ مدیرعامل، زمان بندی شده بود تا حواس ها پرت شود و زیانِ سه ماهه پنهان بماند. )
• حاشیه سازی کردن / گرد و خاک راه انداختن
• حواس پرتی ایجاد کردن ( با اخبار جنجالی )
• فضا را مبهم کردن ( برای پنهان کاری )
مثال ها ( در بافتِ سیاسی و رسانه ای ) :
... [مشاهده متن کامل]
( دولت با درز دادنِ یک رسواییِ کوچک، حاشیه سازی کرد تا توجه ها را از تحقیقاتِ فساد منحرف کند. )
( تیمِ روابط عمومیِ شرکت در حالِ حاشیه سازی است تا توجه ها را از فراخوانیِ محصول منحرف کند. )
( سیاستمداران در فصلِ انتخابات اغلب با گرد و خاک راه انداختن، از پاسخ به سوالاتِ سخت فرار می کنند. )
( استعفایِ مدیرعامل، زمان بندی شده بود تا حواس ها پرت شود و زیانِ سه ماهه پنهان بماند. )