gelatin

/ˈdʒelətən//ˈdʒelətɪn/

معنی: دلمه، ژلاتین، سریشم
معانی دیگر: ژلاتین (که از جوشاندن کله پاچه و یا شاخ و استخوان حاصل می شود)، ژله، لرزانک، صفحه ی کاغذ یا پارچه ی فرانما به رنگ های مختلف که برای ایجاد نورهای رنگارنگ روی چراغ های صحنه ی تئاتر و غیره قرار می دهند، gelatine دلمه، ژلاتینی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: an animal protein that is used in glue, on film, and in making edible gels from liquids, such as jellies or aspics.

(2) تعریف: any of a variety of substances that have properties similar to gelatin.

(3) تعریف: a food or other product made using gelatin, esp. a dessert made with water, fruit juice or flavoring, and sugar.

جمله های نمونه

1. He used gelatin to glue the papers together.
[ترجمه ترگمان]او از ژلاتین استفاده کرد تا کاغذها را با هم چسب کند
[ترجمه گوگل]او از ژلاتین برای چسباندن مقالات با هم استفاده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Jell-O shots are a bizarre concoction of sweet gelatin and vodka.
[ترجمه ترگمان]عکس های Jell - ای ترکیبی عجیب از ژلاتین شیرین و ودکا هستند
[ترجمه گوگل]عکس های Jell-O یک شکلات عجیب و غریب ژلاتین شیرین و ودکا هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Dissolve gelatin in cold water and add to soup mixture.
[ترجمه ترگمان]ژلاتین را در آب سرد حل کرده و به مخلوط سوپ اضافه کنید
[ترجمه گوگل]ژلاتین را در آب سرد بریزید و به مخلوط سوپ اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You'll get a better set if you use gelatin.
[ترجمه ترگمان]اگر از ژلاتین استفاده کنی بهتر می شی
[ترجمه گوگل]اگر از ژلاتین استفاده می کنید بهتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Dissolve gelatin in cold water and add to soup mixture. Add remaining ingredients and mix well.
[ترجمه ترگمان]ژلاتین را در آب سرد حل کرده و به مخلوط سوپ اضافه کنید ترکیبات باقیمانده را اضافه کنید و به خوبی مخلوط کنید
[ترجمه گوگل]ژلاتین را در آب سرد بریزید و به مخلوط سوپ اضافه کنید بقیه ی مواد را اضافه کرده و خوب مخلوط کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Warm it up, add four sachets of gelatin and stir until it's all dissolved.
[ترجمه ترگمان]آن را گرم کنید، چهار sachets ژلاتین را به آن اضافه کنید تا زمانی که همه چیز حل شود
[ترجمه گوگل]آن را گرم کنید، چهار قاشق ژلاتین اضافه کنید و هم بزنید تا تمام آن حل شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There is a constraint as thick as gelatin in the air between us.
[ترجمه ترگمان]یک محدودیت وجود دارد که به اندازه ژلاتین در هوا بین ما وجود دارد
[ترجمه گوگل]در هوا بین ما محدودیتی وجود دارد که ژلاتین آن ضخیم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The amino groups of the gelatin are the amenable sites for modification in aqueous solution. Benzoylation of the gelatin with pathalic anhydride can change the solubility.
[ترجمه ترگمان]گروه های آمینو در ژلاتین جایگاه های مناسبی برای اصلاح در محلول آبی هستند Benzoylation ژلاتین با pathalic anhydride می تواند حلالیت را تغییر دهد
[ترجمه گوگل]گروه های آمینو ژلاتین محل های قابل پذیرش برای اصلاح در محلول های آبی هستند بنزوسیون ژلاتین با آنیدرید پلاتیک می تواند محلولیت را تغییر دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Other Ingredients : Rice Powder, Gelatin, Magnesium Silicate, Vegetable Magnesium Stearate.
[ترجمه ترگمان]مواد لازم: پودر رایس، ژلاتین، ژلاتین، منیزیم Magnesium و منیزیم stearate
[ترجمه گوگل]سایر مواد تشکیل دهنده: پودر برنج، ژلاتین، سیلیکات منیزیم، استریت منیزیم سبزیجات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. PA(Phthalic Anhydride) branched gelatin can be used as a flocculating agent for the preparation of highly concentrated silver halides photographic emulsions.
[ترجمه ترگمان]gelatin (Phthalic anhydride)به عنوان یک عامل flocculating برای آماده سازی of های نقره های تغلیظ شده به شدت تغلیظ شده استفاده می شود
[ترجمه گوگل]PA (آنتی هیدرید فتالیک) ژلاتین شاخه ای را می توان به عنوان عامل فلوکولتینگ برای تولید امولسیون های عکاسی هالید های نقره بسیار متمرکز استفاده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Went showed that this active agent diffused into gelatin from living oat coleoptile tips.
[ترجمه ترگمان]به این نتیجه رسیده بود که این مامور فعال و فعال از tips و coleoptile زنده به ژلاتین پخش شده است
[ترجمه گوگل]نشان می دهد که این عامل فعال به هدایت ژلاتین از جوجه کولئوپتیل زنده منتشر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. There is strong interaction between chitosan and gelatin in the blend fibers.
[ترجمه ترگمان]برهمکنش قوی بین کیتوزان و ژلاتین در فیبرهای ترکیبی وجود دارد
[ترجمه گوگل]تعامل قوی بین کیتوزان و ژلاتین در الیاف مخلوط وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. "There's a very high degree of similarity between gelatin that comes from a cow, a pig, and a human, " explains Dr David Olsen, senior scientist at FibroGen, which specializes in recombinant gelatins.
[ترجمه ترگمان]دکتر دیوید اولسن، دانشمند ارشد در FibroGen، که در recombinant gelatins تخصص دارد، توضیح می دهد: \" شباهت های زیادی بین ژلاتین وجود دارد که از گاو، خوک، و انسان می آید \"
[ترجمه گوگل]دکتر دیوید اولسن، دانشمند ارشد FibroGen، که متخصص ژلاتین های نوترکیب است، توضیح می دهد: 'سطح ژلاتین بسیار بالایی است که از یک گاو، یک خوک و یک انسان وجود دارد '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Other Ingredients : Soybean Oil, Gelatin, Glycerin, Yellow Beeswax, Soy Lecithin.
[ترجمه ترگمان]مواد لازم: Soybean، ژلاتین، ژلاتین، Glycerin، Beeswax، سویا
[ترجمه گوگل]سایر مواد تشکیل دهنده: روغن سویا، ژلاتین، گلیسیرین، موم زرد، سوسس لسیتین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. In this paper, the enzymatic degradation of succinylated gelatin with trypsin was studied.
[ترجمه ترگمان]در این مقاله، تخریب آنزیمی of با تریپسین مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]در این مقاله، تخریب آنزیمی ژلاتین سوکسینیل شده با تریپسین مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دلمه (اسم)
congelation, clod, flocculation, coagulum, gelatine, jelly, gelatin, gel, posset

ژلاتین (اسم)
gelatin

سریشم (اسم)
glue, gelatin, isinglass

تخصصی

[شیمی] 1- ژلاتین (که از جوشاندن کله پاچه و یا شاخ و استخوان حاصل می شود)، ژله، لرزانک 2- صفحه ى کاغذ یا پارچه ى فرانما به رنگ هاى مختلف که براى ایجاد نورهاى رنگارنگ روى چراغ هاى صحنه ى تئاتر و غیره قرار می دهند 3- سریش، چسب حیوانی (gelatine هم می نویسند)
[سینما] ژلاتین - پرده رنگی
[نساجی] ژلاتین - دلمه - ژله

به انگلیسی

• glutinous substance which is the base for jellies and other substances (made of boiled animal bones and ligaments)
gelatin is a clear, tasteless powder used to make liquids firm.

پیشنهاد کاربران

gelatin ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: ژلاتین
تعریف: نوعی پروتئین که از پوست و استخوان و برخی دیگر از قسمت های بدن حیوانات به دست می‏آید
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما