geegaw


رجوع شود به: gewgaw

انگلیسی به انگلیسی

• gewgaw, trivial thing; trinket; cheap toy; bauble, useless ornament

پیشنهاد کاربران

زلم زیمبو
خرت و پرت تزیینی
چیز میز فسقلی
بزک دوزک
بدلیجات
زیورآلات دوزاری
1. چیزی نمایشی اما بی فایده و کم ارزش
2. خودنمایی اما بی فایده