gear toward

انگلیسی به انگلیسی

• steer in the direction of

پیشنهاد کاربران

۱. **معنی اصلی ( رایج ترین کاربرد ) **
طراحی یا تنظیم چیزی برای مناسب بودن با یک گروه/هدف خاص
مثال ها:
The course is geared toward beginners with no prior experience.
این دوره برای مبتدی هایی که هیچ تجربه قبلی ندارن طراحی شده
...
[مشاهده متن کامل]

The new app is geared toward young professionals in tech.
اپلیکیشن جدید برای متخصصان جوان در حوزه فناوری هدف گیری شده
Our marketing strategy is geared toward increasing sales in Europe.
استراتژی بازاریابی مون برای افزایش فروش در اروپا تنظیم شده
۲. **در زمینه های آموزشی / حرفه ای**
وقتی برنامه یا محتوا رو برای مخاطب خاصی سفارشی می کنن
مثال ها:
The workshops are geared toward helping people become more employable.
کارگاه ها برای کمک به افراد جهت اشتغال پذیرتر شدن طراحی شدن
This policy is geared toward low - income families.
این سیاست برای خانواده های کم درآمد مناسب سازی شده
The training program is geared toward senior executives.
برنامه آموزشی برای مدیران ارشد هدف گیری شده
۳. **در بازاریابی / محصول / رسانه**
تمرکز روی یک مخاطب یا هدف خاص
مثال ها:
The advertisement is geared toward children under 12.
تبلیغ برای بچه های زیر ۱۲ سال طراحی شده
Facebook developed a version of Instagram geared toward younger kids.
فیسبوک نسخه ای از اینستاگرام برای بچه های کوچکتر ساخت
The event is geared toward networking opportunities for startups.
رویداد برای فرصت های شبکه سازی استارتاپ ها تنظیم شده
نکته:
- شکل رایج تر **geared toward/towards** هست ( گذشته/ماضی نقلی ) .
- "Toward" آمریکایی تره، "towards" بریتانیایی تر، اما هر دو درستن و معنی شون یکسانه.
- معادل های ساده تر: aimed at, targeted at, designed for, tailored to.

مترادف: tailor to, focus on, orient to, adjust for
مثال؛
The new curriculum is geared toward helping students develop critical thinking skills.
This advertisement is geared toward a younger demographic.
...
[مشاهده متن کامل]

The workshop was geared toward beginners in digital photography.
جزئیات اضافی: این عبارت از مفهوم مکانیکی چرخ دنده ها گرفته شده است که برای انجام وظایف خاص تنظیم می شوند. معمولاً در زمینه هایی مانند بازاریابی، آموزش و طراحی برای نشان دادن هماهنگی هدفمند استفاده می شود.

برای هدف خاصی طراحی شدن
مثلا شغلی که برای زنان خانه دار طراحی شده
معطوف کردن
در راستای
In order to make money food companies are more geared towards maximizing profit rather
than creating a demand for healthier products
به منظور کسب درآمد شرکت های مواد غذایی تمرکز بر سود حداکثری دارند به جای ایجاد تقاضا برای محصولات سالم تر
تمرکز بر چیزی
"روی سخن من" با آن دسته از افرادی است که. . . . .
بابک
کلا معنی خاصی نمیشه توی فارسی براش پیدا کرد میتونیم اینجور بگیم مثلا وقتی بخواین بگیم فلان چیزی از ریشه و بن ساخته شده یا طراحی شده برای یه منظوری خاص. به طور مثال : فلان کالا ساخته شد یا طراحی شده برای مخاطبین جوان .
...
[مشاهده متن کامل]

These Products are geared towards/to a younger audience
نکته : میتونیم به جای towards از to هم استفاده کنیم

باب دل کسی یا چیزی بودن
( یه جوری طراحی و ساخته شده که به اون طرف خوش بیاد )
The resort is geared towards children

به نقل از هزاره:
تطبیق دادن با
هماهنگ کردن با
همساز کردن با
دمساز کردن با
مربوط کردن به
ربط دادن به
پیوند دادن به
تجهیز شدن
آماده شدن
تنظیم شده
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)