gamma

/ˈɡæmə//ˈɡæmə/

معنی: گاما، اشعه گاما، حرف سوم الفبای یونانی
معانی دیگر: گاما (سومین حرف الفبای یونانی)، سومین، میکرو گرم (یک میلیونیم گرم)، (عکاسی) درجه ی سیاه و سفیدی عکس، واحد شدت میدان مغناطیسی (معادل 10 به توان 5)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the name of the third letter of the Greek alphabet.

جمله های نمونه

1. gamma rays may continue to be emitted for years
ممکن است برون فشانی اشعه ی گاما تا چندین سال دیگر ادامه داشته باشد.

2. During irradiation, food is exposed to gamma rays from sources such as cobalt 60 or cesium 13
[ترجمه ترگمان]در طول پرتوافکنی، غذا در معرض پرتوه ای گاما از منابع چون کبالت ۶۰ یا سزیم قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]در طول تابش، مواد غذایی به اشعه گاما از منابع مانند کبالت 60 یا سزیم 13 منتهی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. These X rays and gamma rays are like waves of light, but with a much shorter wavelength.
[ترجمه ترگمان]این اشعه ایکس و اشعه های گاما مثل امواج نور هستند، اما با طول موج بسیار کوتاه تر
[ترجمه گوگل]این اشعه های X و اشعه گاما مانند امواج نور، اما طول موج بسیار کوتاه تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The Director says that the Gamma rays can easily be detected at the far side of a foot of steel armor plating.
[ترجمه ترگمان]مدیر می گوید که اشعه گاما را می توان به راحتی در قسمت انتهایی یک پای پوشش زرهی فولادی شناسایی کرد
[ترجمه گوگل]مدیر می گوید که اشعه گاما به راحتی می تواند در قسمت های دور از یک پا از زره پوش فولاد کشف شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The administrators in Gamma behave in accordance with the bureaucratic ideal.
[ترجمه ترگمان]مدیران در گاما باید مطابق با ایده آل بروکراتیک رفتار کنند
[ترجمه گوگل]مدیران گاما، مطابق با ایده آل بوروکراتیک رفتار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I had had my shots of gamma globulin, rabies vaccine and tetanus, and sometimes remembered to take my quinine.
[ترجمه ترگمان]من واکسن ضد گاما، واکسن هاری و کزاز و گاهی به یاد می اوردم که گنه گنه هام را بردارم
[ترجمه گوگل]من عکس های من از گاما گلوبولین، واکسن هاری و تانتانس داشتم، و گاهی اوقات به خاطر آوردن کینین من را داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Gastric emptying tests with radiolabelled meals and gamma camera imaging have proved popular for many years in clinical research and physiological studies.
[ترجمه ترگمان]در بسیاری از سال ها در تحقیقات بالینی و مطالعات فیزیولوژیکی بیش از حد tests با غذاهای radiolabelled و تصویربرداری دوربین گاما رایج شده است
[ترجمه گوگل]آزمایش های تخلیه معده با غذا با رادیو اکتیو و تصویربرداری با دوربین های گاما در سال های زیادی در تحقیقات بالینی و مطالعات فیزیولوژیکی مشهود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The sparse open cluster M10 lies near Gamma Scuti.
[ترجمه ترگمان]The خوشه ای باز پراکنده در نزدیکی Scuti گاما قرار دارد
[ترجمه گوگل]خوشه باز M10 نزدیک به گاما Scuti است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Gamma rays are the least powerful but can penetrate through even thick concrete.
[ترجمه ترگمان]اشعه های گاما حداقل قدرتمند هستند اما می توانند از طریق بتونی ضخیم نفوذ کنند
[ترجمه گوگل]اشعه گاما کمترین قدرت است اما می تواند از طریق بتن حتی ضخیم نفوذ کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It's cleverer and more controllable than gamma correction and easier than struggling with brightness / contrast or tonal curves.
[ترجمه ترگمان]باهوش تر و controllable از تصحیح گاما و آسان تر از مبارزه با روشنایی \/ کنتراست یا منحنی tonal می باشد
[ترجمه گوگل]این هوشمندانه تر و قابل کنترل تر از گاما اصلاح و ساده تر از مبارزه با روشنایی / کنتراست و یا منحنی های تونال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Beta and gamma emissions can be detected by scintillation counters.
[ترجمه ترگمان]انتشار بتا و گاما را می توان با counters scintillation تشخیص داد
[ترجمه گوگل]انتشار گازهای بتا و گاما توسط شمارنده های شمعدانی قابل تشخیص است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Norma is very obscure; its brightest star, Gamma, is only of magnitude 0.
[ترجمه ترگمان]نورما بسیار تاریک است؛ درخشان ترین ستاره آن، گاما، تنها از مقدار ۰ است
[ترجمه گوگل]نورما بسیار مبهم است درخشان ترین ستاره آن، گاما، تنها از مقدار 0 است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. If gamma shares are not liquid and tradeable, then pricing efficiency will be extremely poor.
[ترجمه ترگمان]اگر سهام گاما مایع و tradeable نباشد، آنگاه بازده قیمت گذاری بسیار ضعیف خواهد بود
[ترجمه گوگل]اگر سهام گاما مایع و قابل فروش نباشد، بازدهی قیمت ها بسیار فقیر خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. They used two spectrometers to analyse gamma radiation given off by the blanket.
[ترجمه ترگمان]آن ها از دو spectrometers برای تجزیه و تحلیل اشعه گاما که توسط پتو توزیع شده بود استفاده کردند
[ترجمه گوگل]آنها برای سنجش تابش گاما توسط پتو از دو طیف سنج استفاده کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گاما (اسم)
gamma

اشعه گاما (اسم)
gamma, gamma ray

حرف سوم الفبای یونانی (اسم)
gamma

تخصصی

[سینما] درجه سیاهی و سفیدی عکس
[کامپیوتر] گاما - 1. در گرافیک کامپیوتری، سنجه ی ( معیار) واکنش غیرخطی یک صفحه ی ویدیویی . روشنایی یک سلول تصویری بر روی صفحه، متناسب با مقدار روشنایی ارسالی از نرم افزار نیست . به جای آن، روشنایی حقیقی B عبارت است از : B = aV به توان گاما به طوری که a بک ثابت، V مقدار روشنایی و نمای گاما معمولاً حدود 2 تا 2/5 است . اگر گاما شناخته شده باشد، می توان آن را تصحیح کرد تا تمام بخشهای تصویر با روشنایی مشخصی نمایش داده شود. 2- در عکاسی، یک سنجه ی کنتراست ( وضوح و تباین ) . معمولاً گامای فیلم حدود 0/7 گامای کاغذ عکاسی حدود 1/4 است . وقتی با هم ضرب شوند، گامای را ارائه می دهند، به گونه ای که تصویر هم مانند موضوع اصلی وضوح دارد.
[برق و الکترونیک] گاما 1. نمایش عددی درجه کنتر است در تلویزیون یا تصویر عکاسی که برابر است با شیب خط - مستقیم منحنی H و G برای امولسیون یا صفحه. 2. واحد شدن میدان مغناطیسی برابر با 10 میکروارستد یا 10/0000 ارستد . - گاما
[ریاضیات] سومین حرف یونانی، ?، ?

به انگلیسی

• third letter of the greek alphabet
gamma is the third letter of the greek alphabet, sometimes used as a mark or grade given for a student's work, indicating an average or poor piece of work.

معنی یا پیشنهاد شما