galaxy

/ˈɡæləksi//ˈɡæləksi/

معنی: کهکشان، جاده شیری
معانی دیگر: راه شیری، ستاره انبوه، مجمع مشاهیر، گردهمایی افراد معروف و برجسته، انبوهی از چیزهای درخشان
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. elliptical galaxy
کهکشان بیضوی

2. irregular galaxy
کهکشان نامنظم

3. spiral galaxy
کهکشان مارپیچی

4. A galaxy of twinkling stars matched the thousands of sparkling city lights.
[ترجمه ترگمان]کهکشانی از ستارگان چشمک زن، با هزاران چراغ های شهر می درخشید
[ترجمه گوگل]یک کهکشان ستاره های مات و مبهوت کننده هزاران چراغ درخشان شهر را هموار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Astronomers have discovered a distant galaxy.
[ترجمه نازنین] ستاره شناسان یک کهکشان دیگر را از دور کشف کردن
|
[ترجمه ترگمان]ستاره شناسان یک کهکشان دیگر را کشف کرده اند
[ترجمه گوگل]ستاره شناسان یک کهکشان دور را کشف کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Within our own galaxy there are probably tens of thousands of planetary systems.
[ترجمه ترگمان]در کهکشان خودمان، احتمالا ده ها هزار سیستم سیاره ای وجود دارد
[ترجمه گوگل]در کهکشان خودمان احتمالا ده ها هزار سیستم سیاره وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Channel has lined up a galaxy of stars for the coming season.
[ترجمه ترگمان]کانال برای فصل آینده یک کهکشان از ستارگان تشکیل داده است
[ترجمه گوگل]کانال دارای یک ستاره ستاره ای برای فصل آینده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The company has a galaxy of talent.
[ترجمه ترگمان]این شرکت دارای یک کهکشان از استعداد است
[ترجمه گوگل]این شرکت دارای یک کهکشان استعداد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The Galaxy consists of 100 billion stars.
[ترجمه ترگمان]کهکشان متشکل از ۱۰۰ میلیارد ستاره است
[ترجمه گوگل]کهکشان شامل 100 میلیارد ستاره است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He is one of a small galaxy of Dutch stars on German television.
[ترجمه ترگمان]او یکی از ستاره های کوچکی از ستارگان هلندی در تلویزیون آلمان است
[ترجمه گوگل]او یکی از کهکشان های کوچک ستاره هلندی در تلویزیون آلمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. French astronomers have found a hitherto unknown galaxy.
[ترجمه ترگمان]ستاره شناسان فرانسوی یک کهکشان که تا کنون ناشناخته هستند را پیدا کرده اند
[ترجمه گوگل]اخترشناسان فرانسوی یک کهکشان تا کنون ناشناخته را کشف کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. But the same is true for galaxy number two; the others have moved away from it.
[ترجمه ترگمان]اما همین مساله برای کهکشان شماره دو درست است؛ بقیه از آن دور شده اند
[ترجمه گوگل]اما همانطور که در مورد شماره 2 کهکشان است دیگران از آن دور شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Future generations will probably publish guides to the galaxy.
[ترجمه ترگمان]نسل های آینده احتمالا راهنماهای خود را به کهکشان منتشر خواهند کرد
[ترجمه گوگل]نسل های آینده احتمالا راهنمایی ها را به کهکشان منتشر می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I squinted and transformed the galaxy into the dust of my dead skin.
[ترجمه ترگمان]چشمانم را تنگ کردم و کهکشان را به گرد و غبار پوست مرده ام تبدیل کردم
[ترجمه گوگل]من کهکشان را به گرد و غبار پوست مرده تبدیل کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کهکشان (اسم)
galaxy, milky way, via lactea, jacob's-ladder

جاده شیری (اسم)
galaxy, milky way, via lactea, jacob's-ladder

تخصصی

[زمین شناسی] کهکشان
[ریاضیات] کهکشان

به انگلیسی

• system of stars held together by gravity; gathering of brilliant or glamorous people
a galaxy is a huge group of stars and planets extending over millions of miles.

پیشنهاد کاربران

کهکشان راه شیری
کهکشان
کهکشان راه شیری 😍
galaxy - - - > کهکشان ( هر کهکشانی می تونه باشه )

The Galaxy - - - - > کهکشان راه شیری

کهکشان🪐🪐🌌🌌🌠🌠
کهکشان راه شیری🪐🪐🌌🌌🌠🌠
1 - کهکشان انبوه ستارگان ، بزرگ انبوه
2 - a galaxy od همایش ، همایش بزرگان، مهستان ، دیوان مهست
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما