🔸 معادل فارسی:
• محتوا پیدا کردن | جدی و پرمحتوا شدن
• قوام یافتن | شکل و انسجام گرفتن
• از حالت شعار خارج شدن و عمق یافتن | پشتوانه و اعتبار پیدا کردن
• جدی گرفته شدن | به یک جریان واقعی تبدیل شدن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
- The proposal is beginning to gain substance as more details emerge.
با آشکار شدن جزئیات بیشتر، این پیشنهاد دارد محتوای مشخص تری پیدا می کند.
- His promises never gained any real substance.
وعده های او هیچ وقت محتوای واقعی و قابل اعتنایی پیدا نکردند.
- The reform agenda is gaining substance through concrete policy proposals.
از نظر سیاست گذاری، اصلاحات دارد محتوای مشخص تری پیدا می کند.
• محتوا پیدا کردن | جدی و پرمحتوا شدن
• قوام یافتن | شکل و انسجام گرفتن
• از حالت شعار خارج شدن و عمق یافتن | پشتوانه و اعتبار پیدا کردن
• جدی گرفته شدن | به یک جریان واقعی تبدیل شدن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
با آشکار شدن جزئیات بیشتر، این پیشنهاد دارد محتوای مشخص تری پیدا می کند.
وعده های او هیچ وقت محتوای واقعی و قابل اعتنایی پیدا نکردند.
از نظر سیاست گذاری، اصلاحات دارد محتوای مشخص تری پیدا می کند.