gain recognition

پیشنهاد کاربران

مورد تقدیر و تشکر دیگران قرار گرفتن
The philanthropist gained recognition for his
generous contributions to charitable causes
این نیکوکار به خاطر کمک های سخاوتمندانه اش در امور خیریه مورد تقدیر و تشکر قرار گرفت
قانونی کردن، رسمی کردن.
مورد استقبال قرار گرفتن
قدردانی و سپاس دیگران را کسب کردن
The painting gained recognition thanks to the major exhibition in Newyork
این نقاشی مورد استقبال قرار گرفت به لطف نمایشگاه بزرگ در نیویورک
به رسمیت شناخته شدن
توجه جلب کردن، به رسمیت شناخته شدن
به رسمیت شناختن