برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1650 100 1
شبکه مترجمین ایران

gutter

/ˈɡətər/ /ˈɡʌtə/

معنی: جوی، اب رو، حفره، شیار دار کردن، قطره قطره شدن، اب رودار کردن
معانی دیگر: جویچه، مرزآب، فقر و فلاکت، مذلت، (شمع) ذوب شدن و جاری شدن موم، آب گذار (طرفین شیروانی که به ناودان ختم می شود)، آب رو، ناودان، باران ریز، هر چیز جوی مانند (مثلا دو ناودان طرفین نواره ی بولینگ)، (صفحات کتاب که مقابل هم هستند) دو حاشیه ی داخلی مجاور نخدوزی کتاب، آب گذر دارکردن، جوی دار کردن، جاری شدن (در جوی یا آب گذر)، فاضل اب

بررسی کلمه gutter

اسم ( noun )
(1) تعریف: a shallow channel or trough for draining water, as under the eaves of a roof or along the edge of a road or street.
مشابه: gully

- The gutters are filled with leaves and need to be cleaned out.
[ترجمه ترگمان] The پر از برگ‌ها هستند و باید تمیز شوند
[ترجمه گوگل] آبریزش ها با برگ ها پر می شود و باید تمیز شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a furrow or trough hollowed out by running water.
مشابه: gully

(3) تعریف: the sunken trough on each side of a bowling alley.

- The ball rolled straight into the gutter.
[ترجمه ترگمان] گلوله مستقیم به جوی آب افتاد
[ترجمه گوگل] توپ به سمت راست به سمت دروازه چرخید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: an environment characterized by degradation or immorality.

- I was a drug addict, and I lived in the gutter.
[ترجمه ترگمان] من یه معتاد به مواد بودم و توی جوی آب زندگی م ...

واژه gutter در جمله های نمونه

1. gutter press
(انگلیسی) مجله منافی اخلاق

2. a gutter boy
پسر فقیر و بی سرپرست

3. leaves have choked the gutter
برگ‌ها جوی را مسدود کرده‌اند.

4. mud had filled the gutter
گل و لای جوی را بسته بود.

5. he had fallen into the gutter and his clothes were a sight
توی جوی افتاده بود و لباس هایش تماشایی شده بود.

6. the boy strode over the gutter
پسر بایک گام از جوی رد شد.

7. water began flowing in the gutter
آب در جوی روان شد.

8. barefooted children were playing in the gutter
بچه‌های پا برهنه در جوی بازی می‌کردند.

9. dead branches had damed up the gutter
شاخ و برگ مرده (یا پوسیده) جوی را بند آورده بود.

10. they manhandled their car out of the gutter
آنها با زور بازو اتومبیل خود را از جوی بیرون آوردند.

11. by hard scrabbling he succeeded in pulling the cart out of the gutter
با تقلای سخت موفق شد گاری را از جوی بیرون بیاورد.

12. The gutter has filled up with mud.
[ترجمه ترگمان]جوی آب پر از گل ...

مترادف gutter

جوی (اسم)
cut , rush , stream , kennel , gutter , runnel
اب رو (اسم)
reputation , name , canal , honor , credit , brow , eyebrow , effluent , gutter , runnel , prestige
حفره (اسم)
hollow , hole , grave , cell , ditch , trench , pit , cavern , delve , socket , cavity , fossa , fovea , gutter , sinus , lacuna , loculus , pothole
شیار دار کردن (فعل)
groove , indenture , channel , rib , rut , fuller , furrow , gutter , ridge
قطره قطره شدن (فعل)
gutter
اب رودار کردن (فعل)
gutter

معنی عبارات مرتبط با gutter به فارسی

گنجشک، ادم فرومایه
بچه موچه گرد
دوره گردیکه چیزهای ارزان وکهنه می فروشد
(انگلیسی) مجله منافی اخلاق، نگارش هایامطبوعات پست
بچه کوچه گرد، کناس

معنی gutter در دیکشنری تخصصی

gutter
[علوم دامی] آبراهه
[عمران و معماری] جوی - آبرو
[کامپیوتر] آب گذر - فضای خالی میان ستونهای تایپ ، یا بین صفحات یک کتاب .
[زمین شناسی] جوی ، آبرو
[عمران و معماری] بست آبرو
[زمین شناسی] بست آبرو
[عمران و معماری] ناودان باران - ناودان بام
[زمین شناسی] ناودان بام ، ناودان باران
[عمران و معماری] آبروی معلق
[عمران و معماری] آبروی کنار جاده
[زمین شناسی] آبروی کنار جاده
[عمران و معماری] آبرو - جوی - نهرکنار خیابان
[عمران و معماری] ناودان بام
[زمین شناسی] ناودان بام

معنی کلمه gutter به انگلیسی

gutter
• channel for carrying off fluid, conduit, drainpipe
• flow in a channel; flicker, sputter, grow weak (i.e. candle flame)
• the gutter is the edge of a road next to the pavement, where rain collects and flows away.
• a gutter is also a plastic or metal channel fixed to the edge of a roof, which rain water drains into.
• if someone describes a person as living in the gutter, they mean that he or she is living in extremely poor and degrading circumstances.
gutter journalism
• sensational journalism, poorly written articles which cater to vulgar tastes
gutter language
• bad language, obscene language
gutter press
• yellow journalism, journalism which focuses on scandals and sensationalism
• the gutter press refers to newspapers and magazines that contain more stories about people's private affairs, and about scandals involving sex or violence, than about international, political, or economic affairs; an informal expression, used showing disapproval.
rise from the gutter
• remove oneself from a lowly position

gutter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اشکان استیری
اتنک
SuperSU
بد . آب گذر طرفین شیروانی.مذاب. جوی سازی، جدول بندی، زهکشی. فقیر بی چاره
sana
منجلاب
Amirreza2000A
آبراه، کانال(آب)
مرتضی
جوی
the low part at the edge of a road where water collects and flows away
مرتضی
Gutter جوی

Downspout ناودان ( بریتیش )
Drainpipe ناودان ( بریتیش )

Drain=Drainpipe راه آب ( آمریکن )
مرتضی فاطمی
ناودان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی gutter

کلمه : gutter
املای فارسی : گوتر
اشتباه تایپی : لعففثق
عکس gutter : در گوگل

آیا معنی gutter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )