برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

guaranty

/ˌɡerənˈtti/ /ˈɡærənti/

معنی: تضمین، ضمانت، وثیقه
معانی دیگر: تضمین نامه، تعهد نامه ی رسمی، گرو، ضامن، پابندان، متعهد

بررسی کلمه guaranty

اسم ( noun )
حالات: guaranties
(1) تعریف: an agreement, assurance, or pledge regarded as security for an obligation; surety.
مترادف: assurance, pledge, promise, surety, warrant
مشابه: commitment, earnest, insurance, vow

(2) تعریف: anything pledged or used as security for an obligation; collateral.
مترادف: collateral, gage, pledge, surety
مشابه: deposit, earnest, insurance, pawn

(3) تعریف: the act of providing security for an obligation.

(4) تعریف: one who gives security for an obligation; guarantor.
مترادف: bondsman, bondswoman, guarantor, warrantor
مشابه: insurer, sponsor, surety, underwriter
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: guaranties, guarantying, guarantied
• : تعریف: to guarantee.
مترادف: assure, ensure, indemnify, insure, pledge, promise, warrant
مشابه: commit, obligate, secure, sponsor, underwrite, vouch, vow

واژه guaranty در جمله های نمونه

1. Jim Guy Tucker relating to Madison Guaranty, which failed at a cost to taxpayers of $ 65 million.
[ترجمه ترگمان]جیم گای تا کر در ارتباط با مدیسون Guaranty، که با هزینه‌ای بالغ بر ۶۵ میلیون دلار ناموفق بود
[ترجمه گوگل]جیم گای تاکر در رابطه با گاردنر مدیسون، که هزینه مالیات دهندگان 65 میلیون دلاری را نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Civil liberties draw at best only limited strength from legal guaranties.
[ترجمه ترگمان]آزادی‌های مدنی تنها از اختیارات قانونی به حداکثر قدرت محدود می‌شود
[ترجمه گوگل]آزادی های مدنی در بهترین حالت فقط قدرت محدودی را از ضمانت های قانونی به دست می آورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Peter Marro heads mortgage trading at Morgan Guaranty. . Andy Stone heads mortgage trading at Prudential-Bache.
[ترجمه ترگمان]پیتر Marro تجارت رهن را در مورگان Guaranty برعهده دارد اندی استون برای خرید وام مسکن در prudential به سر می‌برد
[ترجمه گوگل]پیتر ماررو سرپرست معاملات وام در مورگان گارانتی می باشد اندی سنگ در حال خرید وام تجاری در Prudential-Bache است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Advanced dispersio ...

مترادف guaranty

تضمین (اسم)
seal , assurance , security , embodiment , warranty , guaranty , collateral
ضمانت (اسم)
assurance , security , bond , guarantee , warranty , guaranty , bail , pledge , sponsorship
وثیقه (اسم)
surety , earnest , gage , gauge , assurance , security , guarantee , guaranty , pledge , caution , premium , pawn , hostage

معنی guaranty در دیکشنری تخصصی

guaranty
[ریاضیات] تضمین، سپرده، ضمانت نامه، وثیقه، ضمانت کردن، گارانتی، ضمانت

معنی کلمه guaranty به انگلیسی

guaranty
• security; warranty; pledge; assurance
• vouch for; give a guarantee; give a warranty; promise, assure

guaranty را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

A.A
یکی از معانی آن ضمانت نامه سلامت و کیفیت تولیدات و محصولات است که بعد از فروش در صورت شکستگی ، خرابی یا عدم کارکرد درست آن کالا تعویض میگردد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی guaranty

کلمه : guaranty
املای فارسی : گارانتی
اشتباه تایپی : لعشقشدفغ
عکس guaranty : در گوگل

آیا معنی guaranty مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )