برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1532 100 1
شبکه مترجمین ایران

guarantor

/ˌɡerənˈtɔːr/ /ˌɡærənˈtɔː/

معنی: کفیل، ضامن، ضمانت کننده
معانی دیگر: تضمین کننده، متعهد رسمی

بررسی کلمه guarantor

اسم ( noun )
(1) تعریف: one that gives a pledge of quality, warranty, or the like.
مشابه: guaranty

(2) تعریف: one that ensures a given outcome.

واژه guarantor در جمله های نمونه

1. You must have a guarantor in order to get a visa to enter the country.
[ترجمه ترگمان]شما باید تضمینی برای ورود ویزا به کشور داشته باشید
[ترجمه گوگل]برای دریافت ویزا برای ورود به کشور باید ضامن ضمانت باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The United Nations will act as guarantor of the peace settlement.
[ترجمه ترگمان]سازمان ملل به عنوان حافظ صلح عمل خواهد کرد
[ترجمه گوگل]سازمان ملل متحد به عنوان ضامن حل و فصل صلح عمل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The guarantor of good government was the influence of public opinion.
[ترجمه ترگمان]ضامن دولت خوب نفوذ افکار عمومی بود
[ترجمه گوگل]ضامن حکومت خوب نفوذ افکار عمومی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The mortgage made Mrs. Jones personally liable, as guarantor, to pay the £000.
[ترجمه ترگمان]وام مسکن خانم جونز را شخصا به عنوان ضامن برای پرداخت مبلغ ۲۰۰۰۰ یورو به عهده گرفت
[ترجمه گوگل]وام مسکن خانم جونز شخصا به عنوان ضامن مسئول پرداخت 000 پوند بود
[ترجمه ...

مترادف guarantor

کفیل (اسم)
acting , sponsor , guarantor , bondsman , surety , bailsman , bond , warrantor
ضامن (اسم)
sponsor , guarantor , bondsman , surety , bailsman , security , guarantee , latch , depositary , voucher , warranter , warrantor
ضمانت کننده (اسم)
guarantor

معنی guarantor در دیکشنری تخصصی

guarantor
[حقوق] ضامن، متعهد

معنی کلمه guarantor به انگلیسی

guarantor
• one who gives a guaranty or security
• a guarantor is a person who gives a guarantee or who is bound by one; a legal term.
discharge of a guarantor
• dismissal of a guarantor who has ceased to be liable for another's debt

guarantor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی guarantor

کلمه : guarantor
املای فارسی : گوارنتر
اشتباه تایپی : لعشقشدفخق
عکس guarantor : در گوگل

آیا معنی guarantor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )