برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1406 100 1

growl

/ˈɡraʊl/ /ɡraʊl/

معنی: غرغر کردن
معانی دیگر: خرخر کردن، (با دندان های نمایان) غریدن، خروشیدن، (صدایی که از نای سگ خشمگین در می آید) خرخر، غرش، (توپ یا رعد و غیره) غریدن، همراه با غرش بیان کردن، با خشم گفتن، پرخاش کردن، (موسیقی جاز) گرآل (صدای خرخر مانندی که توسط شیپور و ترمبون و غیره تولید می شود)، (معده) غاروغور کردن، خرناس کشیدن، صدایی که از نای سگ خشمگین بر میاید

بررسی کلمه growl

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: growls, growling, growled
(1) تعریف: to utter a deep, guttural sound expressing hostility, as a dog.
مترادف: snarl
مشابه: howl, murmur, roar, yelp

(2) تعریف: to make a deep rumbling sound like a growl.
مترادف: rumble
مشابه: grumble, murmur, roar, roll, snarl

- His stomach growled.
[ترجمه ترگمان] معده‌اش قاروقور می‌کرد
[ترجمه گوگل] معده اش غرق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to speak in a surly or grumbling manner.
مترادف: gripe, grouch, grumble
مشابه: grouse, murmur, rumble, snap, snarl
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to express using a growling sound.
مترادف: rumble, snarl
مشابه: grumble, howl, murmur, roar, yelp
اسم ( noun )
مشتقات: growlingly (adv.)
(1) تعریف: the act or sound of growling.
مترادف: rumble, snarl
مشابه: murmur, roar, snap

(2) تعریف: any surly, irritated utterance.
مترادف: gripe, snarl, squawk
مشابه: grouse, grumble, ...

واژه growl در جمله های نمونه

1. The dog gave a threatening growl.
[ترجمه ترگمان]سگ غرشی تهدیدآمیز کرد
[ترجمه گوگل]این سگ به شدت تهدید کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The dog gave a low growl.
[ترجمه ترگمان]سگ غرش کوتاهی کرد
[ترجمه گوگل]این سگ به شدت خندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He spoke with a deep soft growl in his throat.
[ترجمه ترگمان]او با غرشی نرم و عمیق در گلویش حرف می‌زد
[ترجمه گوگل]او با گریه عمیق نرم در گلویش صحبت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. To Thomas, her laugh sounded horribly like a growl.
[ترجمه ترگمان]سر تا ماس خنده‌اش مثل یک غرش بود
[ترجمه گوگل]به توماس، خنده او به طرز وحشیانه ای مانند صدای خندیدن صدا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Once the dog was cornered, he began to growl.
...

مترادف growl

غرغر کردن (فعل)
grumble , murmur , grudge , chide , growl , mutter

معنی کلمه growl به انگلیسی

growl
• low guttural sound made by an animal; grumble, complaint
• make a low guttural sound (of an animal); complain, grumble
• when an animal growls, it makes a low rumbling noise, usually because it is angry. verb here but can also be used as a count noun. e.g. he did not hear the growl of the leopard.
• if someone growls, they use a low, rough, rather angry voice. verb here but can also be used as a count noun. e.g. `yeah,' said john in a low growl.

growl را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

F
غر غر
دریا
نعره
Sahar
غرش
میثم علیزاده
غارو غور کردن
غریدن
Abdol Majid
خرناس
Raziyeh
با خشم جواب دادن
محکم وبا افتخار جواب دادن
EXO - L _ BLINK _ KOREA
اسم یکی از آهنگ های گروه کره ای - چینی اکسو هست و معنی اش هم غر غر کردن هست و به فارسی هم " گرول " مینویسنش ولی همون ایریُم تلفظش میکنن
یونس خوشبخت
بزرگ شدن
Tarannom
غرش یا نعره
tinabailari
Growl:➡️ غر غر کردن😣

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی growl
کلمه : growl
املای فارسی : گرول
اشتباه تایپی : لقخصم
عکس growl : در گوگل

آیا معنی growl مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )