برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1406 100 1

grounding


علوم مهندسى : زمین کردن کامپیوتر : ایجاد زمین

واژه grounding در جمله های نمونه

1. A basic grounding in math is essential for the economics course.
[ترجمه ترگمان]یک پایه اصلی در ریاضی برای درس اقتصاد ضروری است
[ترجمه گوگل]پایه پایه در ریاضی برای دوره اقتصاد ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The drama course gives students a solid grounding in the basic techniques of acting.
[ترجمه ترگمان]این درس درام به دانش آموزان، پایه محکمی در اصول اولیه بازیگری می‌دهد
[ترجمه گوگل]البته درام به دانشآموزان در زمینه تکنیکهای اصلی بازی کمک میکند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They believe the soul is immortal, grounding this belief on the Divine nature of the human spirit.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها معتقدند که روح فناناپذیر است و این اعتقاد به طبیعت الاهی روح انسان است
[ترجمه گوگل]آنها بر این باورند که روح جاودانه است و این اعتقاد به ماهیت الهی روح انسان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The degree provides a thorough grounding in both mathematics and statistics.
[ترجمه ترگمان]این درجه یک پایه کامل را هم در ریاضیات و هم در آمار ارای ...

معنی grounding در دیکشنری تخصصی

grounding
[کامپیوتر] ایجاد زمین - اتصال به زمین - ایجاد « سطح زمین » یکنواخت ( سطح ولتاژ مرجع ) در میان تجهیزات مختلف الکترونیکی به یکدیگر متصل اند . در هر دستگاه الکتریکی ، « سطح زمین » ، سطح ولتاژیاست که تمام ولتاژهای دیگر با آن مقایسه می شوند.در اکثر کامپیوترها ، سطح زمین به پین زمین سیم برق ( سومین پین ) متصل شده . و سپس توسط خط برق به زمین وصل می شود، از این رو سطح زمین تمام ماشینها یکسان می شوند . این امر کمک می کند تا درکابلها اختلاف الکترونیکی یا تداخل فرکانس به وجود نیامده و خطر آتش سوزی نیز کاهش یابد. نگاه کنید به RFI protection ; power line protection .
[نساجی] نفتله کردن کالا
[نساجی] جزء زمینه - کوپله
[برق و الکترونیک] دوشاخه زمین دار دو شاخه ای که علاوه بر سرهای اصلی عبور جریان ، دارای یک اتصال زمین است که برای زمین کردن وسایل خانگی و تجهیزات قابل حمل استفاده می شود.
[برق و الکترونیک] صفحه زمین کننده یک صفحه فلزی که از نظر الکتریکی زمین شده است و شخص برای تخلیه الکتریسیته ساکن موجود در بدنش به روی آن می ایستد . همچنین به صفحه مشابهی گفته می شود که در درون زمین مدفون می شود و به عنوان میله ی زمین عمل می کند.
[عمران و معماری] پریز اتصال زمین
[زمین شناسی] سامانه اتصال زمین ، سامانه (زمین- ارتباطی)

معنی کلمه grounding به انگلیسی

grounding
• act of founding or establishing; teaching of foundational principles; foundational principles themselves
• a grounding in a subject is instruction in the basic facts or principles of it.

grounding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Milad
کابل ارت ، کابل اتصال ب زمین ،جهت بالابردن ایمنی وسایل الکترونیکی ک بیش از 90ولت دارند استفاده میشود
مینو
دانش پایه
مهسان
به گل نشستن کشتی و ....
پگاه
ارتباط
Fateme
پایه ریزی، زمینه سازی
Shirinbahari
تعلیم دادن. تحصیل
All of the candidates shortlisted for the job have a good
grounding in economics
سارا
اساس. پایه
سعیده
تمرکز حواس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی grounding
کلمه : grounding
املای فارسی : گروندینگ
اشتباه تایپی : لقخعدیهدل
عکس grounding : در گوگل

آیا معنی grounding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )