برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1462 100 1

grossly


بطوردرشت یازمخت، بدرشتی، بطوربرجسته یافاحش

واژه grossly در جمله های نمونه

1. their propaganda machine exaggerates everything grossly
دستگاه تبلیغاتی آنها در همه چیز سخت مبالغه می‌کند.

2. He had grossly misused his power.
[ترجمه ترگمان]او خیلی از قدرتش سو استفاده کرده بود
[ترجمه گوگل]او قدرت خود را به شدت سوء استفاده کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The city is grossly undercharging companies to use the land.
[ترجمه ترگمان]این شهر شرکت‌های بزرگی است که از زمین استفاده می‌کنند
[ترجمه گوگل]این شهر به شدت از شرکت های کم درآمد برای استفاده از زمین استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Medical records were found to be grossly inadequate.
[ترجمه ترگمان]یافته‌های پزشکی به شدت ناکافی بود
[ترجمه گوگل]پرونده های پزشکی به شدت ناکافی بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The numbers of people involved have been grossly inflated by the media.
[ترجمه ترگمان]تعداد افراد درگیر در رسانه‌ها به شدت افزایش‌یافته است
[ترجمه ...

معنی کلمه grossly به انگلیسی

grossly
• disgustingly; coarsely, rudely
grossly unfair
• not fair at all, terribly unfair

grossly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

aynaz
به طور معمول
فواد بهشتی
به شدت
حاجی
وقیحانه؛ بطرز حال به هم زنی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی grossly
کلمه : grossly
املای فارسی : گرسلی
اشتباه تایپی : لقخسسمغ
عکس grossly : در گوگل

آیا معنی grossly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران